کتاب «گنجی از پنیر در تخت جمشید» اثر مزدک صالحی پامناری از سوی انتشارات ترنج مهر آیین راهی بازار نشر شد.

گنجی از پنیر در تخت جمشید مزدک صالحی پامناری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، قصه طریقی برای آموزش فرهنگ، تاریخ و ادبیات ملی به کودکان است. با داستان می‌‌‌توان کودکان این مرز و بوم را به سرزمین‌شان دلبسته کرد. اگر قصه با وقایع تاریخی تلفیق شود، این نتایج بیشتر می‌شود. مزدک صالحی پامناری در مجموعه «سرزمین طلایی» با چنین تکنیکی برای کوکان داستان‌‎نویسی کرده است.

این مجموعه 10 جلدی تلاش دارد با سفری خیالی کودکان را با تاریخ و فرهنگ ایران از دوره باستان تا زمان حال آشنا کند. شخصیت‌‎های خیالی این مجموعه تعدادی موش ماجراجویی هستند که تاریخ واقعی از زبان آنان روایت می‌شود. جلد اول این مجموعه، «گنجی از پنیر در تخت جمشید» نام دارد که خوانندگان کودک با تاریخ دوره هخامنشیان و مؤسس آن، کوروش، آشنا می‌شوند. موش‌‎های داستان در جست‌وجوی یافتن گنجی از پنیر که در دل تاریخ و در تخت جمشید جا مانده، سفری پرماجرا را آغاز می‌‎کنند.

کتاب «گنجی از پنیر در تخت جمشید» را انتشارات ترنج مهرآیین منتشر کرده و در نمایشگاه مجازی کتاب تهران (از 3 الی 10 بهمن) عرضه و قابل تهیه است.

کتاب «گنجی از پنیر در تخت جمشید» در 106 صفحه (50 صفحه رنگی) به‌بهای 65 هزار تومان از سوی انتشارات ترنج مهرآیین منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...