شماره جدید ماهنامه فرهنگی اجتماعی آزما با پرونده‌ای درباره زنان در جهان رسانه منتشر شد و روی پیشخوان مطبوعات آمد.

به‌گزارش مهر، صدوچهل‌ویکمین شماره ماهنامه فرهنگی اجتماعی آزما ویژه آبان ۹۸ به‌تازگی منتشر شده و روی پیشخوان مطبوعات آمده است.

اولین‌مطلب این‌شماره، یادداشت سردبیر با عنوان «گریزندگان از نقد و بار مسئولیت» است و پس از آن، مطالب بخش‌های «از یادها»، «نیم‌نگاه»، «میزگرد»، «پرونده»، «گفت‌وگو»، «یادداشت»، «شعر خودمان»، «شعر دیگران»، «داستان ایرانی»، «داستان خارجی»،‌ «نقد»، «در حوالی صحنه» و «پیشخوان کتاب» آمده‌اند.

در بخش «از یادها» دو مطلب درباره حسین دهلوی و نادر افشاری درج شده و سپس در بخش «نیم‌نگاه» مطلب «حاصل آن‌همه نقد و جدل، خاموشی» با رویکرد نگاهی به مطبوعات دهه‌های سی، چهل و پنجاه ایران آمده است. میزگرد این‌شماره آزما هم بررسی شعر امروز در غیبت چشمان باز نقد است که با حضور مشیت علایی، کامیار عابدی و حافظ موسوی برگزار شده است.

پرونده ویژه شماره آبان‌ماهی «آزما» هم درباره زنان در جهان رسانه است که با عنوان «حضوری به رنگ آبی در شط رنج» چاپ شده و مطالبی از سید فرید قاسمی، مینو بدیعی، علی‌اکبر قاضی‌زاده، زهره نیلی، ناصر بزرگمهر و سیدعلی میرفتاح را در بر می‌گیرد. در ادامه هم مقالاتی درباره نخستین روزنامه‌نگار زن دنیا، مارتا گلهورن زن روزنامه‌نگاری که مدتی را با ارنست همینگوی زندگی کرد، زنانی که با جنگ جنگیدند، مری کولوین زن خبرنگاری که سرانجام در راه پوشش اخبار جنگ جان خود را از دست داد، توصیه‌های هفت روزنامه‌نگار زن برای خبرنگاران جوان و ... هم چاپ شده‌اند.

در بخش داستان ایرانی این‌شماره، «آقای قناصه و خانم گرینوف»‌ نوشته سینا قنبرپور و در بخش داستان خارجی هم داستان «وقتی ماست حکومت را به دست گرفت» از جان اسکالزی با ترجمه بهداد احمدی چاپ شده است. در بخش «نقد» هم مستند بهارستان خانه ملت ساخته بابک بهداد مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. تئاتر موزیکال «مری پاپینز» هم در بخش «در حوالی صحنه» آزما با تیتر «آواز پول و رقص سرمایه» تحلیل شده که در این‌زمینه با کوروش نریمانی، پیام فروتن و مسعود دلخواه گفتگو شده است.

این‌مجله با ۷۴ صفحه و ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...