رمان «شبح عمارت کراچفیلد» [The ghost of Crutchfield Hall] نوشته مری دانینگ هان [Mary Downing Hahn] با ترجمه نوید فرخی از سوی انتشارات پیدایش برای نوجوانان علاقه‌مند به ژانر وحشت منتشر شده است.

شبح عمارت کراچفیلد [The ghost of Crutchfield Hall] مری دانینگ هان [Mary Downing Hahn]

به گزارش ایبنا، داونینگ هان در این کتاب ماجرای دختر یتیمی را بیان می‌کند که بعد از مدتی اقامت در یتیم‌خانه از سوی یکی از فامیل‌های دورشان به فرزندی قبول می‌شود و بعد از اقامت در خانه جدید ماجراهایی برایش رخ می‌دهد. او در بدو ورود به عمارت کراچفیلد، با اتفاقی در ظاهر جالب اما در حقیقت شوم مواجه می‌شود. فلورانس شباهت زیادی به دختری دارد که آن زوج پیش‌تر به فرزندی قبول کرده بودند؛ دختری به نام سوفی که تنها یک سال قبل به طرز اسرارآمیزی از دنیا رفته است.   

«شبح عمارت کراچفیلد» حالت کلیشه‌ای و طنزگونه اغلب داستان‌هایی  را ندارد که در ژانر وحشت نوشته می‌شود. نویسنده با تلفیق ایده‌ها از موضوعات تکراری برای طرح مباحث جدید استفاده کرده است تا مخاطب را به خواندن ادامه داستان ترغیب کند. 

نویسنده در این رمان، تلاش می‌کند با جملات کوتاه و تصویری حس را به مخاطب منتقل کند.

انتشارات پیدایش رمان «شبح عمارت کراچفیلد» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۷ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...