جلد دوازدهم «جاده جنگ»، نوشته منصور انوری چاپ شد و به این ترتیب طولانی‌​ترین رمان ایرانی و برنده جوایز ادبی جلال و کتاب سال به پایان رسید.

جاده جنگ منصور انوری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، گرچه منصور انوری را با رمان «جاده جنگ»‌ می‌شناسیم، رمانی که به محض انتشار چندین جایزه از جمله کتاب فصل، قلم زرین و چهارمین دوره جایزه جلال را از آن خود کرد و از این حیث رکورد کسب جوایز را از نظر ارقام شکسته است اما اولین کتابی که از این نویسنده منتشر شد مجموعه داستانی بود با عنوان «مصافحه با ارواح» و مجموعه زندگینامه شهدا به نام «قربانگاه عشق».

غیر از این‌ها او «از عشق آباد تا عشق آباد»، «قلب تپنده» و «آشیانه عنقا» و چندین متن سریال و فیلم را هم که به مرحله تولید و پخش رسیده، نوشته است.

«جاده جنگ» برخلاف آنچه گفته می‌شود، اثری سفارش شده از نهاد خاصی نبوده است و انوری خودش برای نوشتن تاریخ انقلاب دست به کار می‌شود. او می‌گوید: «البته من هر موضوعی که در راستای اهدافم باشد، می‌نویسم چه سفارشی و چه غیر سفارشی اما جاده جنگ سفارشی نبود. از آن جا که هر انقلابی رمان مخصوص خودش را دارد و برای همه انقلاب‌ها بدون استثنا رمان نوشته شده است من هم منتظر بودم که خبر نوشتن رمان انقلاب اسلامی را بشنوم اما وقتی دیدم خبری نشد و پرس و جو کردم متوجه شدم هنوز کسی برای نوشتن این رمان اقدام نکرده است، برای همین شروع کردم به نوشتن رمان جاده جنگ».

به گفته انوری بیش از ۱۰ سال طول کشید تا جاده جنگ نوشته شد. نگاهی به کارنامه نویسندگی این نویسنده نشان می‌دهد او به نوشتن رمان‌های طولانی علاقه خاصی دارد. اما در روزگار امروز مگر کسی یک رمان ۱۲ جلدی را می‌خواند؟

این نویسنده در پاسخ می‌گوید: «وقایع این رمان از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را در بر می‌گیرد که البته بقیه تاریخ تا پایان جنگ تحمیلی در ۱۲ مجلد دیگر با نام موقت «گذرگاه» منتشر خواهد شد. از آن جا که این رمان‌ها یک تاریخ ۵۰ ساله را در بر می‌گیرد کتابی مطول شده است البته تاکنون ۱۰ جلد این رمان منتشر شده است که به مرور زمان سایر مجلدها هم منتشر می‌شود. من مطمئنم کتاب‌ها خوانده می‌شود. اگر یکی از معیارهای خوانده شدن، رسیدن به چاپ‌های متعدد است باید بگویم جلدهای اول این مجموعه به چاپ ششم رسیده است و همین نشان خوانده شدن کتاب است. به هر حال من نیم قرن از حیات کشور را با جزئیات نوشته‌ام از آداب و سنن، فولکلور، مسائل تاریخی و مذهبی و منطقه‌ای گرفته تا نگاهی کامل به جنگ جهانی دوم و مسائل این جنگ که کشور ما را درگیر کرد. در این کتاب بسیاری از آداب و سنن فراموش شده شمال خراسان ثبت و ضبط شده است و این کتاب از این حیث اعتبار بیشتری پیدا می‌کند چون آیینه تمام نمای ۵۰ ساله کشور ماست».

نویسنده «از عشق آباد تا عشق آباد» می‌گوید: «همین نگاه سبب ماندگاری اثر می‌شود. بسیاری از آثار ماندگار مثل «جنگ و صلح» تولستوی از این جهت مورد اقبال قرار گرفته‌اند که کتاب منعکس کننده وقایع فرهنگی و اجتماعی و سیاسی کشور در برهه زمانی خاص بوده و صرفاً یک اثر داستانی نبوده است. من هم برای نوشتن این کتاب به آثاری مثل «دن آرام»، «بر باد رفته»، «بینوایان» و «جنگ و صلح» توجه داشتم و آن‌ها را به لحاظ سبک نوشتاری بررسی کردم. در همه این آثار بزرگ، نویسنده در کنار تاریخ به آداب و رسوم کشورش پرداخته است و من هم همین کار را کردم و از این جهت «جاده جنگ» یک اثر قابل استناد است».

آدم‌ها منابع من بودند
یکی از مسائل مهم در داستان تاریخی، دسترسی نویسندگان به منابع لازم است. از آن جا که جنگ جهانی دوم یکی از محورهای اصلی رمان جاده جنگ است و نویسنده به این واقعه توجه زیادی کرده است، دسترسی نویسنده به منابع تاریخی برای نوشتن از این برهه تاریخی، سؤال برانگیز است. انوری این سؤال را این گونه پاسخ می‌دهد: برای نوشتن این کتاب و کتاب‌های دیگرم با سختی‌های زیادی روبه رو هستم، چون عمدتاً از تاریخ و بر بستر تاریخ داستان هایم را می‌نویسم. برای نوشتن جاده جنگ از آرشیو آستان قدس استفاده زیادی کردم و البته پای صحبت آدم هایی نشستم که آن روزها یعنی روزهای اولیه حمله متفقین را به چشم خودشان دیده‌اند. در مورد جنگ جهانی دوم در همین کتاب حرف‌هایی زده شد که هنوز در جایی مکتوب نشده است».

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...