کتاب «بازی درمانی یونگی» [The Handbook of Jungian Play Therapy with Children and Adolescents] نوشته اریک جی گرین [Eric Green] با ترجمه فائزه جمشیدی توسط نشر اندیشه احسان منتشر و راهی بازار نشر شد.

بازی درمانی یونگی» [The Handbook of Jungian Play Therapy with Children and Adolescents]  اریک جی گرین [Eric Green]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب بر پایه مفاهیم موجود در روانشناسی تحلیلی نوشته شده و به ارائه روش‌های موجود در این‌گرایش وسیع روانشناسی برای حل مسائل و ناهنجاری های رفتاری و روانشناختی در کودکان می‌پردازد؛ امری که کمتر به آن پرداخته شده و البته می تواند بسیار مهم و موثر باشد.

مترجم کتاب نیز دانش‌آموخته روانشناسی تحلیلی است و پاورقی‌ها و توضیحاتی به آن اضافه کرده است. از آنجا که روانشناسی تحلیلی در ایران هم اکنون از تمام مراکز علمی و جهانی این گرایش بزرگ روانشناسی پیشی گرفته، مترجم اثر ارائه چنین توضیح‌های تکمیلی را لازم و ضروری دانسته تا خواننده کتاب بتواند از دانش بیشتر و پیشرفته ترِ موجود، مطلع و بهرمند شود.

خواندن کتاب «بازی درمانی یونگی» به علاقمندان روانشناسی تحلیلی و متخصصان روانشناسی به ویژه فعالان حوزه کودک پیشنهاد شده است.

این‌کتاب با ۲۴۲ صفحه و قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...