به گزارش ایبنا، آیین اختتامیه نخستین همایش ملی ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه شهید بهشتی با موضوع «فرصت‌ها و چالش‌های ادبیات داستانی کودک و نوجوان» با حضور نیکنام حسینی‌پور، نوش‌آفرین انصاری، هوشنگ مرادی‌کرمانی، قدم‌علی سرامی و جمعی از نویسندگان، محققان، مترجمان، تصویرگران، پژوهشگران، کتابداران، اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها عصر دوشنبه (4 آذرماه) در دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.
 
بچه‌های امروز واژه کم دارند
هوشنگ مرادی کرمانی، در این مراسم به آخرین باری اشاره کرد که برای سخنرانی به دانشگاه شهید بهشتی دعوت شده بود و گفت: آخرین بار برای سخنرانی از سوی دانشکده معماری دعوت شده بودم و می‌خواستم راجع‌به معماری حرف بزنم و این بار از سوی دانشکده ادبیات دعوت شده‌ام و می‌خواهم درباره ادبیات صحبت کنم. چیزی که این دو را به هم مربوط می‌کند را می‌توانیم معماری کودکی بنامیم. معماری کودکی همان چیزی است که از دوران کودکی در ذهن ما شکل می‌گیرد. از هنگام تولد چهره‌ها، مکان‌ها، بوها و طعم‌هایی که حس می‌کنیم در ذهن ما نقش می‌بندند مانند معماری خانه پنج‌دری که در کودکی در آن زاده و بزرگ شده‌ام و در ذهنم حک شده است.

داریم زبان فارسی را گم می‌کنیم
وی در ادامه به اهمیت توجه به زبان فارسی اشاره کرد و گفت: ما داریم زبان فارسی را گم می‌کنیم من نه به‌عنوان یک فرهنگستانی بلکه به‌عنوان یک ایرانی و دوستدار زبان فارسی این حرف را می‌زنم. باید فرزندانمان را از نثر ترجمه‌ای پیش پا افتاده نجات دهیم و به آن‌ها واژه‌هایی دهیم تا سرگردان نشوند. این دنیای ترجمه فقط می‌تواند خبررسانی کند، نمی‌تواند به بچه‌ها واژه بدهد. با نگاهی به نوشته‌های جوانان امروز یا متون ترجمه می‌بینیم که ایرادهای زیادی وجود دارد مثلا به جای اینکه از واژه‌های اصیل فارسی استفاده کنیم در هر صفحه 30 تا «در حالی‌که» پیدا می‌شود و واژه‌های زیادی در این میان دور ریخته می‌شود.

اگر واژه‌های لازم به زبان تزریق نشود، می‌میرد
این نویسنده با بیان اینکه بچه‌های امروز واژه کم دارند، گفت: اگر واژه‌های لازم به زبان تزریق نشود، می‌میرد. زبان باید تقویت شود تا زنده بماند. امروزه می‌بینیم حتی وقتی معلمی در کرمان داستان «بچه‌های قالیباف‌خانه» را برای بچه‌ها می‌خواند، باید برخی واژه‌ها را برایشان معنا کند، یعنی بچه‌های کرمان هم برخی واژه‌های اصیل کرمانی را نمی‌شناسند.
 
نویسنده «شما که غریبه نیستید» با تاکید براینکه زبان ماهواره و اینترنت و کلا زبانی که امروزه در ایران به کار می‌رود درحال از بین بردن همه ضرب‌المثل‌ها، زبانزدها و واژه‌هایی است که می‌تواند یک زبان را شیرین و ماندگار کند، گفت: زبان فارسی بسیار شیرین و جذاب است و بزرگانی مانند حافظ و سعدی و ... آن را برای ما به یادگار گذاشته‌اند و ما باید از آن مواظبت کنیم چون در دنیا دارد از بین می‌رود.
 
حفظ کردن زبان و واژه‌ها اثر را ماندگار و عمیق می‌کند
وی افزود: باید اصطلاحات زبان فارسی را در هر کجای ایران که هستیم حفظ کنیم و اجازه ندهیم که از بین برود. چندی پیش در نشست «دوپنجره» که از سوی کانون پرورش فکری برگزار می‌شود، کتاب «لبخندی برای انار» از سوی بچه‌ها خوانش و بررسی شد. نکته جالب این بود که بچه‌های 14، 15 ساله داستانی که 22 سال پیش نوشته شده بود را نقد می‌کردند یعنی توانسته بودند با‌ آن ارتباط برقرار کنند. یعنی آنچه اثر را ماندگار و عمیق می‌کند حفظ کردن زبان و واژه‌هاست.
 
مرادی کرمانی در ادامه خطاب به دست‌اندرکاران ادبیات کودک و نوجوان گفت: مسئولیت شما حفظ ثروت هنگفتی است که از زبان و ادبیات فارسی به ما ارث رسیده است و باید بتوانیم آن را منتقل کنیم. ریشه و بن‌مایه زبان و ادب فارسی شعر است اما در کتاب‌های درسی می‌بینیم که در یک شعر یا داستان آنقدر اخلاقیات و ایدئولوژی و نصیحت ریخته ‌شده که جذابیت آن را برای بچه‌ها کم کرده است.
 
وقتی می‌توانیم بچه‌ها را دوباره تربیت کنیم که داستان کودک را به آن‌ها برگردانیم
یحیی قائدی، استاد فلسفه برای کودکان نیز در این مراسم به بررسی اینکه چرا فلسفه برای کودکان، داستان را به عنوان محتوای اصلی‌اش انتخاب کرده پرداخت و گفت: من داستان و فلسفه را بر خصلت ذات‌گرایانه انسان استوار می‌دانم چرا که انسان در داستان زندگی می‌کند، رشد می‌کند و به خودش معنا می‌دهد. تجربه نشان داده وقتی به سبب‌هایی داستان از زندگی و از مدرسه گرفته می‌شود کودکان نمی‌توانند بسیاری از مطالب را یاد بگیرند و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند. فلسفه برای کودکان می‌گوید در صورتی می‌توان بچه‌ها را دوباره تربیت کرد که داستان کودک را به آنها برگردانیم.
 
میزان تفکر منطقی و استدلال در ادبیات داستانی کم است
این نویسنده در ادامه به نسبت فلسفه برای کودکان با ادبیات کودک و نوجوان اشاره کرد و گفت: بچه‌ها با داستان زندگی می‌کنند و فلسفه داستان کودک را رشد می‌دهد. اما در ادبیات داستانی میزان تفکر منطقی و استدلال کم است. لازم است در ادبیات امروز زندگی کودکان را بر منطق و استدلال استوار کنیم. داستان زندگی ما نمی‌تواند کاملا همان داستان گذشته باشد، باید اندیشیدن تعقلی را در آن ایجاد کنیم. تکرار ادبیات گذشته صرفا ساده‌کردن آن نیست و نمی‌تواند آن را حفظ کند باید آن را بازتولید فلسفی کنیم لذا تربیت کودکان باید بر داستان استوار باشد و داستان نیز باید مبتنی بر فلسفه باشد و به نوعی فلسفه با ادبیات پیوند بخورد. بخشی از کوتاهی ما در ادبیات همین غفلت از رگه‌های فلسفی بوده است.
 
نیازمند نظریه بومی در ادبیات کودک هستیم
سیدعلی کاشفی خوانساری نیز در این مراسم به لزوم توجه دانشگاه‌ها به ادبیات کودک اشاره کرد و گفت: ما نیازمند نظریه بومی هستیم. اگر ادبیات کودک از زمان گذشته در ایران تولید می‌شده قطعا مبتنی بر نظریه‌ای بوده که شاید هرگز مکتوب نشده است. من در مقاله‌ای که به این همایش ارایه کردم به جست‌وجوی رگه‌هایی درباره نظریه ادبیات کودک در متون قدیمی، پیشامدرن و پیش از چاپ ادبیات فارسی پرداخته‌ام و در منابعی که نشانه‌هایی درباره ادبیات کودک و نوجوانان در آن‌ها کار شده و در منابع مربوط به تعلیم و تربیت کودکان به دنبال نشانه‌هایی از نظریه‌ها بوده‌ام.
 
وی افزود: ما حدود 400 کتاب چاپ شده ویژه کودکان در دوران قاجار داریم بعضی از این کتاب‌ها آثاری هستند که تاثیر فرهنگ مدرن را در آن‌ها می‌بینیم اما قدیمی‌ترین کتاب‌های چاپی کودکان مربوط به دوران قاجار است. با این جست‌وجوها در منابع مختلف مربوط به ادبیات کودک می‌توانیم نظریه بومی ادبیات کودک را در دوره پیشامدرن بازیابی کنیم و تلاش کنیم از آن به یک نظریه امروزی برسیم که پرسش‌ها و پاسخ‌های برآمده از آن متناسب با فضای امروزی ادبیات کودک ایران باشد. 

در ادامه مراسم از برگزارکنندگان همایش و حامیان آن تشکر و قدردانی شد.

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...