مجموعه آثار نخستین جشنواره داستان کردی «رازان» از سوی نشر «ژ» به همت حسین شکربیگی با عنوان «داستانه‌یل کوردی رازان» منتشر شد.

نخستین جشنواره داستان کردی حسین شکربیگی داستانه‌یل کوردی رازان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «داستانه‌‌‌یل کوردی رازان» عنوان مجموعه‌ای تازه منتشرشده از سوی نشر «ژ» است که به همت «حسین شکربیگی» نویسنده و شاعر ایلامی، با حمایت مالی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام در 116 صفحه و با ویرایش «آکو حسین‌پور» به همراه لوح فشرده آنها منتشر و توزیع شده است.

در این کتاب، 16 داستان کوتاه از نویسندگان جوان و پیشکسوت به زبان کُردی گردآوری شده و «آکو حسین‌پور» مترجم جوان و مدیر نشر «ژ» ویرایش داستان‌ها را انجام داده است.

«حسین شکربیگی» گردآورنده این مجموعه، در بخشی از مقدمه کتاب چنین نوشته است:
«مجموعه حاضر را باید اولین قدم‌های این نسل جوان دانست. قدم‌هایی که البته بری از خطا و لغزش‌های تکنیکی نیست، اما خوشبختانه زبان پاکیزه و نگاه مدرن مستتر در این داستان‌ها نشان‌دهنده ذوق سرشار نویسندگان این مجموعه است که نویددهنده‌ برآمدن چهره‌های پر فروغ و کاربلدی را می‌دهد که دل در گرو زبان مادری خویش دارند.»

بر پایه این گزارش، «نخستین جشنواره داستان نویسی کُردی رازان» سال 97 از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام برگزار شد و آثار برگزیده آن در قالب کتاب حاضر مورد حمایت این اداره‌کل قرار گرفته و کتاب به همراه لوح فشرده (کتاب صوتی) به گویندگی «زهرا مرادپور» از مجریان و گویندگان با سابقه رادیو و تلویزیون خوانش شده و در حاشیه برنامه «عصر سپاس» (آیین گرامیداشت اهالی فرهنگ، ادب و نشر استان) رونمایی شد.

داستان کردی در استان ایلام، سابقه و پیشینه‌ای طولانی ندارد و سال‌ها پیش حرکت‌هایی اندک از سوی برخی نویسندگان شکل گرفته که اغلب داستان‌هایی بر مبنای ادبیات شفاهی و بومی استان است. از این رو، این کتاب می‌تواند به عنوان اثری جدی در حوزه ادبیات داستان نو کردی به شمار آید.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...