اولین کتاب مجموعه کودک «آزمایشگاه لوسی»[Lucy's Lab] نوشته میشل هاوتْس[Michelle Houts] با ترجمه بهزاد باپیروند توسط نشر چشمه منتشر شد.

به گزارش مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه‌کتاب‌های چ است که این‌ناشر برای گروه‌های سنی کودک منتشر می‌کند. نسخه اصلی این‌کتاب [با عنوان Nuts about science] در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است.

«آزمایشگاه لوسی»[Lucy's Lab] نوشته میشل هاوتْس[Michelle Houts]

تصویرگری این‌کتاب که برای مخاطبان گروه سنی ب نوشته شده، توسط الیزابت زِکِل انجام شده است. میشل هاوتس نویسنده انگلیسی این‌کتاب، برای کودکان می‌نویسد و در مزرعه‌ای با یک‌کشاورز، چندگاو، بز و خوک و یک سگ زندگی می‌کند. او داستان‌هایش را در ساختمان یک مدرسه تعمیرشده یک‌کلاسه می‌نویسد. میشل هاوتس وقتی کلاس دوم بود از پدر و مادرش خواست برایش یک جعبه که وسایل آزمایشگاه شیمی را در خود دارد، بخرند. «آزمایشگاه لوسی» فرصتی برای اوست که در بزرگسالی به دنیای کودکی‌اش برگردد.

داستان اولین‌جلد از مجموعه «آزمایشگاه لوسی» از این‌قرار است: اولین روز کلاس دوم لوسی است و از دیدن معلم جدیدش، خانم فلیپو هیجان‌زده شده است. تازه، وقتی می‌فهمد در کلاس ج-۲ آزمایشگاه علوم دارد، بیشتر هیجان‌زده می‌شود. لوسی دیگر طاقت ندارد و می‌خواهد زودتر روپوش مخصوص آزمایشگاه را بپوشد، عینک ایمنی را بزند و شروع به تحقیق علمی کند اما یک‌چیز فکرش را به خود مشغول کرده است. آن‌چیز هم این است که درخت بزرگ بلوط که سال گذشته از پنجره کلاس نگاهش می‌کرد، سر جایش نیست!

لوسی پیش از آن‌که به آزمایشگاه موردعلاقه‌اش برود، می‌خواهد بفهمد چه بر سر درخت آمده و سنجاب‌هایی که روی آن زندگی می‌کرده‌اند، باید کجا زندگی کنند! یک‌سوال دیگر لوسی این است که آیا می‌تواند مدرسه‌اش را راضی کند دوباره برای سنجاب‌ها یک خانه پرشاخ و برگ بسازد؟

الیزابت زکل، تصویرگر این‌کتاب هم که علاوه بر تصویرگری کتاب، کار در چند مجله و نشریه را در کارنامه دارد، در نیویورک زندگی می‌کند و مربی مهدکودک است.

عناوین داستان‌های کتاب به‌این‌ترتیب‌اند: دیگر سنجابی وجود ندارد، کلاسِ ۲-ج، عادت‌های قدیمی زیستگاه‌های جدید، خاله‌ داریانِ کتابدار، آزمایشگاه، لوبیاهای سبز و فکرهای بِکر، راضی‌کردن، یک‌نمونه خوب، خانم فلیپو حرف ندارد!، حقیقت کیهانی، به‌ آزمایشگاه من خوش آمدید!، خبرهای خوب خبرهای بد، مراسم درخت‌کاری، کارهای پایانی.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

بچه‌های زیادی از ایستگاه اتوبوس مدرسه می‌آیند ببینند ما داریم چه‌کار می‌کنیم. کورا را که می‌بینم، یک پلاکارد بهش می‌دهم و او هم وارد دایره ما می‌شود. بعد بچه‌های بیش‌تری می‌آیند تا کار راضی‌کردن ما را تماشا کنند. حتی جورجیا، کارل و بریجیت هم با ما راه‌پیمایی می‌کنند!
باید پلاکاردهای بیش‌تری درست می‌کردم.
جلوِ پنجره دفتر خانم جیمز هِی تاب خوردیم و تاب خوردیم و تاب خوردیم.
بریجیت می‌گوید: «تا کِی قراره این‌جا شعار...» یک‌مرتبه خانم جیمز از درِ مدرسه می‌آید تو.

این‌کتاب با ۱۰۰ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...