«دیو دیگ به‌سر یا این‌جوری بود که اون‌جوری شد» نام کتابی به‌قلم فرهاد حسن‌زاده نویسنده نام‌آشنای کتاب‌های کودک و نوجوان است که برای هفتمین بار بازنشر و روانه بازار کتاب شده است.

دیو دیگ به‌سر یا این‌جوری بود که اون‌جوری شد فرهاد حسن‌زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «دیو دیگ به‌سر یا این‌جوری بود که اون‌جوری شد» نام کتابی به‌قلم فرهاد حسن‌زاده است که در سال ۱۳۸۸ برای نخستین بار و با تصویرگری علی خدایی برای کودکان بالای ۴ سال یا «نوباوه» منتشر شده بود اکنون شمارگانش با ۲هزار و ۵۰۰ نسخه چاپ هفتم، در مجموع به ۳۲هزار و ۵۰۰ نسخه رسیده است.

فرهاد حسن‌زاده در این داستان، قصه خیال‌انگیز و طنزآمیز بزبزکی را بیان می‌کند که راه گله را گم کرده و از گرسنگی سر را داخل دیگ می‌کند و با دیگی که بر سر دارد به روستا بر می‌گردد و مردم تصور می‌کنند او دیوی دیگ به سر است و با دیدن او پا به فرار می‌گذارند...

کتاب ۵۶ صفحه‌ای «دیو دیگ به‌سر یا این‌جوری بود که اون‌جوری شد» از جمله آثار انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که در بیش از ۱۰ سال گذشته با استقبال گسترده خریداران کتاب، همچنین اعضای کتاب‌خانه‌های کانون روبرو شده است.

این اثر در چاپ هفتم خود با قیمت ۲۵هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...