شماره جدید مجله ادبی «جهان کتاب» منتشر شد.

به گزارش مهر، شماره جدید ماهنامه جهان کتاب دربرگیرنده شماره‌های ۳۶۴ تا ۳۶۶ این‌مجله ویژه شهریور تا آبان ۹۸ به‌تازگی منتشر شده و روی پیشخوان مطبوعات آمده است.

این‌شماره از نشریه مذکور هم با مطلبی از مجموعه‌مطالب «نامه‌ای از پراگ» نوشته پرویز دوایی آغاز می‌شود و پس از آن داستان کوتاه «ماشین تحریر شهرزاد» نوشته جو هیل با ترجمه پرتو شریعتمداری چاپ شده است. مقاله «باطله‌ها» نوشته احمد اخوت هم با محوریت بررسی ناگفته‌هایی از کتاب و سیر و سیاحت بین کاغذهای باطله، سومین مطلب شماره جدید این‌مجله است. مطلب بعدی هم نوشته‌ای از کاترین شولتس با عنوان «مخزن» درباره یک کتابخانه خانگی است که نظم و ترتیبی ندارد. ترجمه این‌ نوشته توسط سعید پزشک انجام شده است.

«نیمه خالی لیوان» از زری نعیمی در بررسی رمانِ پیاده نوشته بلقیس سلیمانی، «اراده معطوف به نقد» از حسین رسول‌زاده در نقد رمانِ فرمان ششم یا یک روایت دست‌اول از سوم شخص مقتول نوشته مصطفی انصافی، «نگاره‌های کلامی» نوشته رجبعلی مختارپور در بررسی کتاب «هایکوهای کلاسیکبا انتخاب یوزورو میورا» ترجمه ع. پاشایی، «قانون، آزادی، اخلاق» از معصومه علی‌اکبری در بررسی کتابی به همین نام از هربرت هارت با ترجمه محمد راسخ، «اجبار به انتخاب و مواجهه با پیامدهای ناگزیر» از یزدان منصوریان در بررسی کتاب «همزیستی با اژدها: زندگی اخلاقی در دنیایی پر از پیامدهای ناخواسته» نوشته دارل کوئن و ترجمه بهار رهادوست، «چه‌هاست در سرِ این قطره محال‌اندیش» از امیر شفقت در نقد و سنجش نظریات مطرح شده در کتاب «حافظ، پادشاه عریان شعر» اثر ابوالفضل رجبی و همچنین‌ بررسی و تامل محمد محمودی بر کتاب «دو رساله عرفانی از مؤلفی ناشناخته و ابوعلی دقّاق» با تصحیح و توضیح جمشید جعفری جزه، از دیگر مقالاتی هستند که در ادامه چاپ شده‌اند.

سپس مقاله « مسیر اسلام به‌سوی جهان مدرن» نوشته مَلیس راثوِن با ترجمه گلی امامی در نقد دو کتاب «روشنگری اسلامی: جدال میان ایمان و منطق، از ۱۷۹۸ تا امروز» اثر کریستوفر دوبلیگ، و «آزادی در جهان عرب: مفهوم و ایدئولوژی در تفکر اعراب در قرن نوزدهم» اثر وائل ابوعُقصه آمده است. پس از آن هم مقاله «گلدان شکسته سولی پرودوم (از یحیی دولت‌آبادی تا احمد شاملو)» ترجمه‌های فارسی مختلف شعری از سولی پرودوم شاعر فرانسوی را مورد بررسی قرار داده است. عابدی ترجمه‌های یحیی دولت‌آبادی، وثوق‌الدوله، رشید یاسمی و احمد شاملو را مورد بررسی قرار داده است. سپس «کورتوسیو مالاپارته» نوشته لوئیجی بارزینی می‌آید که در آن نگارنده که از روزنامه‌نگاران هم‌دوره این مالاپارته بوده، به معرفی وی پرداخته است.

مقاله بعدی این‌شماره جهان کتاب، «آثار منتشرنشده سولژنیتسین» با ترجمه یاسمن مَنو است که به انتشار دو متن تاکنون منتشرنشده از این نویسنده منتقد نظام شوروی اختصاص دارد و شامل گزیده‌هایی از نوشته‌ای در مقایسه دو انقلاب فرانسه و روسیه است. قسمت بعدی مجموعه‌مقالات «چه شد که صفحه سفید ماند؟» نوشته کریستوفر رُز با ترجمه پرتو شریعتمداری هم مطلب بعدی است که پس از آن، «هزار و یک داستان» به قلم زری نعیمی در نقد و بررسی ۴ کتاب «خواب عمیق گلستان» اثر پروانه سراوانی،  «قنادی ادوارد» از  آرش صادق‌بیگی، «گورخواب» اثر بابک تبرایی و «هشت و چهل و چهار» نوشته کاوه فولادی‌نسب چاپ شده است.

«تازه‌های بازار کتاب» نوشته فرخ امیرفریار و «درگذشتگان» هم دو مقاله پایانی این‌شماره جهان کتاب هستند.

این‌مجله با ۸۰ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان روی پیشخوان مطبوعات آمده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...