کتاب «دختر گات و شبح موش» [Goth girl and the ghost of a mouse] نوشته کریس ریدل [Chris Riddell] با ترجمه ساره ارض‌پیما، به همت نشر کتاب چ روانه بازار کتاب شد.

دختر گات و شبح موش» [Goth girl and the ghost of a mouse] کریس ریدل [Chris Riddell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کریس ریدل در کتاب «دختر گات و شبح موش» که تصویرگری آن را نیز برعهده داشت، از دختری به نام آدا گات می‌گوید که به واسطه آشنایی با دوست جدیدش که یک شبح موش به نام ایشماعیل است، وارد ماجرایی هیجان‌انگیز می‌شود.

«دختر گات و شبح موش» که با تازگی با ترجمه‌ای از ساره ارض‌پیما و از سوی کتاب چ (ناشر تخصصی کودک و نوجوان نشر چشمه) راهی بازار کتاب شد، داستان دختری کوچک را روایت می‌کند که بعد از مرگ مادرش بسیار تنها مانده چون آدا به مادرش شباهت زیادی دارد و به همین خاطر پدر آدا نمی‌تواند مدت زمان طولانی در کنار او باشد.

روزها برای آدا در تنهایی می‌گذرد؛ اما این غم همیشگی نیست چون ایشماعیل موشه و دوستانش وارد زندگی او می‌شوند، بنابراین دنیای تازه‌ای از کشف‌های مهیج در انتظار آدا است.

این کتاب که برای گروه سنی 9+ سال نوشته شده است، عناوینی همچون برنده جایزه کتاب کودک کوستا و نامزد مدال کیت گرینوی را برای کریس ریدل به همراه داشته است. این نویسنده از سال 2015 تا 2017 نویسنده برگزیده ادبیات کودکان بریتانیا بود.

کتاب «دختر گات و شبح موش» نوشته کریس ریدل، در 193 صفحه، به قیمت 62 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه‌ای از ساره ارض‌پیما، از سوی نشر کتاب چ منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...