رمان «شب‌های طاعون» [veba geceleri] جدیدترین اثر منتشر شده به قلم اورهان پاموک نویسنده برنده جایزه ادبی نوبل به فارسی ترجمه و منتشر شد. پاموک در این رمان داستان همه‌گیر شدن یک بیماری مهلک را روایت می‌کند و جهانی را خلق می‌کند که به گفته خودش از جهان امروز هم ترسناک‌تر است.

شب‌های طاعون» [veba geceleri]  اورهان پاموک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشار این رمان در زمان همه‌گیری ویروس کرونا و خلق دنیایی مشابه آنچه مردم جهان در دو سال اخیر تجربه کرده‌اند این شائبه را به وجود آورد که پاموک رمانش را در مدت همه‌گیری این ویروس نوشته اما او در مصاحبه‌ای گفته بود به مدت ۴۰ سال در مورد این رمان فکر می‌کرده و نوشتن آن را چهار سال قبل از شیوع ویروس کرونا آغاز کرده است. پاموک همچنین در مورد شباهت‌ها و تفاوت‌های داستان رمانش با دنیای این روزها گفته جهان رمان او از جهان امروز ترسناک‌تر است.

آنطور که در توضیح این رمان آمده داستان «شب‌های طاعون» در سال ۱۹۰۱ میلادی و در بیست و نهمین ولایت امپراتوری رو به زوال عثمانی، در جزیره مینگر، می‌گذرد؛ جزیره‌ای که ناگهان طاعون در آن شایع می‌شود. پادشاه عبدالحمید برای جلوگیری از شیوع طاعون از مینگر به اروپا، سربازرس بهداشت و سلامت، بونکوفسکی پاشا، و پس از او دکتر نوری جوان ولی با تجربه را که به تازگی با برادرزاده پادشاه، پاکیزه سلطان، ازدواج کرده، به جزیره می‌فرستد.

پاکیزه سلطان دختر پادشاه قبلی، مراد پنجم، است و کل زندگی‌اش را در کاخ زندانی بوده؛ او به همراه پدر و خواهران و برادر و زنان حرمسرا، برای اولین بار از کاخ بیرون می‌آید و به همراه همسرش به مینگر می‌رود. در جزیره، سرگرد جوان و میهن‌پرستی به نام کامیل که عاشق دختری به نام زینب است، با والی جزیره، سامی پاشا، و دکتر نوری برای مبارزه با طاعون، سنت‌های غلط، خانقاه‌های عصیانگر، تندروهای مذهبی و آنانی که قدرت علم و ضرورت قرنطینه را باور ندارند، هم‌پیمان می‌شود. شب‌های طاعون حکایت عشق و دلدادگی، کوشش و مبارزه، امیدواری و ناامیدی، میهن‌پرستی و تلاش برای زنده ماندن در تاریک‌ترین روزهای مینگر است.

پاموک نخستین نویسنده از کشور ترکیه است که موفق شده جایزه ادبی نوبل را از آنِ خود کند؛ نویسنده‌ای که در سال ۱۹۵۲، در شهر استانبول به دنیا آمد، در جوانی به اصرار خانواده‌اش در رشته معماری تحصیل کرد؛ اما در ۲۲ سالگی به سمت علاقه واقعی خود یعنی نوشتن رفت و در دانشگاه استانبول روزنامه‌نگاری خواند، هر چند در این حوزه فعالیت حرفه‌ای نداشت.

نخستین رمان او که با عنوان «آقای جودت و پسران» زمانی به چاپ رسید که پاموک ۳۰ ساله بود. یک سال بعد از این اتفاق، یعنی در سال ۱۹۸۳، پاموک با نخستین رمانش توانست برنده جایزه ادبی اورهان کمال شود و نام خود را در میان نویسندگان ترکیه مطرح سازد.

«خانه خاموش» ۱۹۸۳، «قلعه سفید» ۱۹۸۵، «کتاب سیاه» ۱۹۹۰، «چهره پنهان» ۱۹۹۲، «زندگی نو» ۱۹۹۴، «نام من سرخ» ۱۹۹۸، «رنگ‌های دیگر» ۱۹۹۹، «برف» ۲۰۰۲، «استانبول: شهر و خاطره‌ها» ۲۰۰۳، «چمدان پدرم» ۲۰۰۷، «موزه معصومیت» ۲۰۰۸، «چشم‌اندازها» ۲۰۱۰، «با و بی‌تکلف» ۲۰۱۱، «داستان افتادن من از داستانم» ۲۰۱۳، «چیز غریبی در سرم» ۲۰۱۴ و «مو قرمز» ۲۰۱۶ آثاری هستند که بعد از «آقای جودت» به قلم پاموک منتشر شده‌اند.

در بخشی از رمان «شب‌های طاعون» آمده است:
«بونکوفسکی‌پاشا در عرض شش هفته جلوی همه‌گیری ویروس طاعون را در ازمیر گرفت که بزرگ‌ترین بندر مدیترانه شرقی بود. این کار با در خانه ماندن مردم، گوش دادن به مقررات و پذیرفتن ممنوعیت‌ها و همکاری شهرداری و پلیس در کشتن موش‌ها عملی شده بود. تمام شهر را گندزدایی کرده بودند. نه‌تنها روزنامه‌های آهنگ و آمالتیا در ازمیر یا ترجمان حقیقت و اقدام در استانبول، بلکه روزنامه‌های فرانسوی و انگلیسی که سرایت کردن طاعون را از بندری به بندر دیگر دنبال می‌کردند ستون‌های خود را به مطالبی دربارۀ موفقیت دولت عثمانی در اجرای قرنطینه اختصاص داده بودند. بونکوفسکی‌پاشای زادۀ استانبول با اصالتی لهستانی در جوامع اروپایی چهره‌ای شناخته‌شده و معتبر بود. پس از مرگ هفده نفر در ازمیر توانسته بود طاعون را ریشه‎کن کند و بندرها، اسکله‌ها، گمرک‌ها، دکان‌ها، بازارها و مدارس بازگشایی شده بودند.»

«شب‌های طاعون» اثر اورهان پاموک با ترجمه ایلناز حقوقی در ۶۶۴ صفحه و به قیمت ۱۷۵ هزار تومان از سوی انتشارات نگاه راهی بازار کتاب شده است.
 

................ هر روز با کتاب ...............

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...