رمان «آسمان سنگی» [The stone sky] نوشته ان. کی. جمیسین [N. K. Jemisin] با ترجمه مطهره اسلامی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

آسمان سنگی» [The stone sky]  ان. کی. جمیسین [N. K. Jemisin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب سومین‌عنوان از سه‌گانه «زمین شکسته» است.

«فصل پنجم» و «دروازه اوبلیسک» دو کتاب دیگر این‌مجموعه هستند که پیش‌تر ترجمه و منتشر شده‌اند.

داستان این‌اثر علمی‌تخیلی حالت و فضایی آخرالزمانی دارد و در آغاز آن، سه اتفاق مهیب در یک روز رخ می‌دهد. ایسان، زنی که در شهری کوچک زندگی ساده‌ای داشته، در بازگشت به خانه درمی‌یابد که شوهرش، پسرش را کشته و دخترش را دزدیده است. از سویی دیگر بارگاه سانز، امپراتوری هزارساله تمدن بشری با اقدامی مشکوک به انتقام توسط یک مرد دیوانه از بین می‌رود و افراد زیادی کشته می‌شوند. اتفاق سوم هم این است که در قاره‌ای که آرامش نام دارد، شکافی عمیق و داغ و سرخ‌رنگ به وجود می‌آید که قلب زمین را پاره می‌کند و خاکستری به آسمان فوران می‌کند که قرن‌ها می‌تواند آسمان را تاریک کند.

مجموعه «زمین شکسته‌» در کتاب «فصل پنجم» با مرگ و پایان دنیا شروع شد. در «آسمان سنگی» به‌عنوان آخرین‌جلد این‌سه‌گانه، وعده‌ای که در ابتدای داستان داده شده بود، عملی می‌شود چون بعضی از دنیاها شایسته تمام‌شدن هستند. در این‌جلد، لحظه‌ای فرا می‌رسد که یا دنیا باید به پای عشق قربانی شود یا عشق به پای دنیا.

این‌کتاب با ۴۱۶ صفحه و قیمت ۷۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...