"الیاس خوری" به همراه چهار تن از ادیبان و روشنفکران عرب برنده جایزه فرهنگی "سلطان الاویس" شد.

موسسه فرهنگی "سلطان بن علی الاویس" جایزه ویژه دهمین دوره خود را به پنج نویسنده و روشنفکر مطرح عرب زبان اعطا کرد.

جایزه شعر این موسسه به "محمد بنیس" و جایزه داستان و رمان به "الیاس خوری" و "یوسف الشارونی" اعطا شد. هیئت داوران، الیاس خوری را یکی از رمان نویسان مطرح عرب دانست که آثارش هم لذت بخش و هم مملو از دانش و نیز آمیزه‌ای از سنت و مدرنیته است. داوران "یوسف الشارونی" را هم پیشگام داستان کوتاه عرب دانستند.

به گزارش مهر به نقل از عرب‌نیوز، در این مراسم جایزه نقد ادبی به "عبدالفتاح کیلیتو" اعطا شد که آثارش گویای نظریات مدرن در حیطه نقد است. "هاشم دجات" (صاحب آثار علمی و تاریخی) هم برنده جایزه علوم انسانی آینده نگر شد.

این جایزه هر دو سال یک بار از سوی موسسه فرهنگی سلطان بن علی الاویس به برجسته‌ترین نویسندگان عرب اعطا می‌شود. جایزه امسال آن حدود 1107 نفر نامزد داشت که چهره‌های فوق به عنوان برترین نویسندگان انتخاب شدند.

فرم اولیه‌ای که سال 84 به ارشاد ارایه دادیم، کاملا فرم سناریویی داشت... «مکبث» بهترین کار شکسپیر است... موضوع‌های همیشگی که گرفتارش هستیم. جاه‌طلبی. قدرت‌طلبی. نقش تعیین‌کننده زن‌ها، خیانت و... شما فقط از آقازاده‌ها صحبت می‌کنید. از خانم زاده‌ها صحبت نمی‌کنید... به دلیل ممیزی سه بار اسم کتاب را عوض کردم... گفته بودند از نظر لوکیشن و هزینه و اینها برای ساخت در ایران دشوار است ...
اطلاعات ریز و دقیقی از افراد، جریان‌ها و تحولات لحظه به لحظه‌ای که در نیمه نخست حکومت مصدق ارایه می‌دهد... باید توجه داشت که در جدال بین کاشانی و مصدق، هر دو جناح به تدریج به این نتیجه رسیدند که نیازی به طرف مقابل ندارند... دکتر مصدق یا نخواست یا نتوانست برخی پیشنهادهای بین‌المللی مثل پیشنهاد بانک جهانی را در مساله نفت قبول کند و جامعه بین‌المللی را به این سوق داد که دولت ایران سازش‌ناپذیر، مذاکره‌ناپذیر و مصالحه‌ناپذیر است ...
یک پیشگویی انجام می‌شود و پدر برای محافظت از پسرش و پسر برای نجات جان خود به تکاپو می‌افتند... هر کسی تو این مملکت چند پدرخوانده دارد. پدرخوانده دولت، خدا، سردار، مافیا و … وقتی به خانه می‌آمد کتاب می‌خواند و با شوریدگی و سرگشتگی درباره آنها صحبت می‌کرد. من هم می‌خواستم مثل آن نویسنده‌ها کتاب بنویسم و مثل آنها نویسنده شوم. توی خانه از این سردار و فلان شخصیت تعریف نمی‌کرد بلکه مسخره‌شان می‌کرد ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...