کتاب «بیدل و افسون حیرت؛ بازشناخت شعر بیدل دِهلوی با شرح چهل غزل» نوشته کاووس حسن‌لی به‌تازگی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

بیدل و افسون حیرت؛ بازشناخت شعر بیدل دِهلوی با شرح چهل غزل کاووس حسن‌لی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، حسن‌لی می‌گوید بیدل دهلوی، سخنوری اهل معرفت و اخلاق مدار است که منظومه فکریش کلّیتی یک‌پارچه و ساختارمند دارد. اگر سروده‌هایی از او را که در آنها بر آموزه های گوناگون اخلاقی تاکید شده، جدا کنیم، دفتری پر برگ و بار فراهم خواهد شد که بسیاری را همچون کتابی کاربردی به کار خواهد آمد. مردم ایران هم سخن‌سرایان نامی کم ندارند؛ فردوسی، خیّام، عطار، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ، جامی، صائب، بیدل، نیما و صدها نام درخشان دیگر به ادبیات و زبان فارسی آبرو داده‌اند.

شعر بیدل دهلوی در حوزه‌های گوناگون ازجمله فرهنگی، معرفتی، فکری و زیبایی شناسی، دارای ظرفیتی عظیم است که فارسی زبانان بی‌واسطه ترجمه به آن دسترسی دارند و از آن بهره می‌برند. حسن‌لی همچنین می‌گوید بیدل ما را به خویشاوندان دور و نزدیکمان در هند، افغانستان و تاجیکستان پیوند می‌دهد و آثارش سرمایه‌ای مشترک برای ما هستند که می‌توانند یکی از زمینه ها و عوامل همدلیِ میان این ملت‌های هم ریشه باشند.

حسن‌لی در کتاب پیش‌رو با استفاده از تشریح چهل‌غزل بیدل، شعر این‌شاعر را بازشناسی کرده است.

این‌کتاب با ۶۲۲ صفحه و قیمت ۱۸۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...