برندگان جایزه «گنکور» در شاخه‌های شعر، داستان کوتاه و رمان اول معرفی شدند.

به گزارش ایسنا به نقل از اوست فرانس،‌ «ایوون لو من»، شاعر فرانسوی جایزه شعر گنکور را برای مجموعه‌ آثار منتشرشده‌اش توسط انتشارات «برونو دوسی» به خود اختصاص داد.

نام «کارولین لامرچ»، نویسنده بلژیکی نیز برای مجموعه داستان‌های کوتاه «‌ما در حاشیه هستیم» که روابط بین انسان و حیوانات را شرح می‌دهد به عنوان برنده جایزه داستان کوتاه گنکور اعلام شد. در سال ۲۰۱۸  نیز «رجیس جافری» به عنوان برنده جایزه داستان کوتاه گنکور انتخاب شده بود.

همچنین «ماری گوتیه»، نویسنده فرانسوی به عنوان برنده جایزه رمان اول گنکور  برای کتاب «پوشش کوتاه»‌ که یک داستان کوتاه احساسی است،‌ انتخاب شد. کتاب «پوشش کوتاه» در ماه ژانویه منتشر شده است. سال گذشته جایزه رمان اول گنکور به «‌ماهیر گوان» برای کتاب «برادر بزرگ» اهدا شده بود.

به هر یک از برندگان جایزه گنکور در شاخه‌های داستان کوتاه و رمان اول ۳۸۰۰ یورو و به برنده جایزه در شاخه شعر ۶۰۰۰ یورو اهدا می‌شود

نباید دموکراسی را پیشکشی بدانیم که به ودیعه نهاده شده است؛ بلکه چیزی است که ما خودمان باید اینجا بسازیم... دو ماه بعد از انتشار ممنوع شدند... تمایلی برای بی‌توجهی به گذشته وجود دارد. حال آنکه ما حاصل گذشته‌ایم... بیداد خارجی همیشه پشتیبان بیداد بومی بوده... سیاهان در مبارزه‌شان علیه نژادپرستی انگلستان با فهماندن حق سکونتشان می‌گویند: «ما اینجا هستیم، چون شما آنجا بودید». ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...