«چای عراقی»، تازه‌ترین اثر نشر معارف است که به کوشش محمدرضا شرفی خبوشان تدوین و روانه کتابفروشی‌های سراسر کشور شده است.

چای عراقی محمدرضا شرفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسینم، هر ساله عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) راهی سفر عشق می‌شدند تا پای خسته خود را به کربلا برسانند و عرض ارادتی داشته باشند به ساحت مقدس مردی که شهادتش «غبطه بزرگ زندگانی شد» و عزمش «ضامن دوام جهان».

در سال‌های اخیر آثار متعددی در قالب‌های مختلف ادبی از شعر گرفته تا داستان و خاطره درباره زیارت اربعین و پیاده‌روی در این ایام منتشر شده است. توجه به جغرافیای اربعین و حضور زائران از ملیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف، توجه به فرهنگی که در راستای زیارت اربعین در کشورهایی چون ایران و عراق ایجاد شده، نگاهی متفاوت به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) و ... از جمله ویژگی‌هایی است که در این کتاب‌ها مد نظر نویسندگانشان بوده است.

کتاب «چای عراقی» تازه‌ترین اثر در این رابطه است که از سوی دفتر نشر معارف منتشر و روانه کتابفروشی‌ها شده است. این اثر مجموعه داستان گروهی از نویسندگان است که به موضوع پیاده‌روی اربعین می‌پردازد.

داستان‌های این مجموعه برگزیده کارگاه داستان معارف است که به همت نشر معارف و با مدیریت محمدرضا شرفی‌خبوشان، نویسنده و برگزیده جایزه جلال، برگزار شده است. در این مجموعه علاوه بر داستان‌های کارگاه، آثاری از مجید قیصری، ابراهیم اکبری دیزگاه و محمدرضا شرفی‌خبوشان نیز قرار دارد که که بر غنای ادبی و محتوایی اثر افزوده است.

مجموعه داستان «چای عراقی» تلاش دارد به تمام ابعاد انسانی این پدیده بزرگ و شگرف پرداخته و گاه با زبانی طنز خواننده را با این پدیده به طور مستقیم مواجه می‌کند.

این مجموعه به همت نشر معارف در 135 صفحه و با قیمت 20 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...