سید رحیم حسینی با بازنویسی «اخلاق ناصری» در قالب کتاب «تحریر اخلاق ناصری» سعی کرده فهم این کتاب را برای عموم تسهیل کند.

تحریر اخلاق ناصری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «اخلاق ناصری»، اثری است از خواجه نصیر الدین طوسی، به زبان فارسی و یکی از مهم‌ترین رساله‌های حکمت عملی در دوره اسلامی که در سال ۶۳۳ ق، نوشتن آن به پایان رسیده‌است.

این کتاب که به درخواست ناصرالدین عبدالرحیم‌بن‌ابی‌منصور محتشم، حاکم نزاریان اسماعیلی در قُهستان نوشته و از همین رو «اخلاق ناصری» نامیده شده، درباره اخلاق فردی، اجتماعی و خانوادگی است و بخش‌هایی از آن ترجمه و تحریر کتاب تهذیب الاخلاق نوشته ابوعلی مسکویه است.

روش کتاب در پرداختن به مسائل اخلاقی، روش عقلی-تحلیلی است و از جایگاه طبیب، برای سلامت جان و دور کردن بیماری‌های روحی از آن، سخن می‌گوید. راه‌های حفظ سلامت نفس و معالجه امراض آن، بیان مراتب سعادت، تدبیر اموال و اولاد، فضیلت محبت و صداقت و نیز آداب حکومت‌داری و معاشرت با مردم، بخش‌هایی از مطالب کتاب اخلاق ناصری است. عناوین فصول سه‌گانه کتاب عبارت است از: «مبادی و مقاصد تهذیب اخلاق»، «تدبیر منزل» و «سیاست مدنیه».

سید رحیم حسینی سعی کرده با بازنویسی متن این کتاب کهن، فهم آن را برای عموم تسهیل کند. وی در ابتدای کتاب «تحریر اخلاق ناصری» با اشاره به فواید، حکمت‌ها و نکات «اخلاق ناصری» که باعث شده مورد توجه فرهیختگان باشد، می‌نویسد: «مخاطبین عام به علت مشکل بودن فهم متن و انشاء آن، از بهره‌های این اثر محروم مانده‌اند، از این رو بر آن شدیم تا با تحریری نو و بازنویسی فصل‌های گوناگون آن و انجام اصلاحات و توضیحات لازم، دسترسی عموم به مطالب آن را فراهم سازیم.»

«تحریر اخلاق ناصری»، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی و با تحریر سید رحیم حسینی، در 303 صفحه، با شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 65000 تومان، به‌تازگی توسط شرکت چاپ و نشر بین‌الملل روانه بازار شده‌است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...