ترجمه «شناخت شریعت؛ فقه اسلامی در دهکده جهانی» [Understanding Sharia : Islamic law in a globalised world] نوشته محمد کشاوجی و رفیق عبدالله [Mohamed Keshavjee & Raficq Abdulla] با ترجمه نورالدین الله‌دینی منتشر شد.

شناخت شریعت؛ فقه اسلامی در دهکده جهانی» [Understanding Sharia : Islamic law in a globalised world] نوشته محمد کشاوجی و رفیق عبدالله [Mohamed Keshavjee & Raficq Abdulla

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب «شناخت شریعت؛ فقه اسلامی در دهکده جهانی» در ۴۴۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۴۰ هزار تومان در نشر نامک عرضه شده است.

«شریعت؛ خاستگاه وحیانی و تحول و تطور آن در سیر تاریخ»، «قضاوت در حکومت امویان(۴۰-۱۳۲ ق /-۷۵۰م)، تثبیت مکاتب فقهی در حکومت عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق/۷۵۰-۱۲۵۸م)»، «تحولات بعد از شافعی»، «صلای اصلاحات- از تنظیمات تا بهار عربی»، «تشیع و نظریه فقهی»، «جلوه‌های گوناگون شریعت»، «اجتهاد نوین»، «شریعت و حقوق بشر»، «عدالت کیفری در اسلامـ و «اسلام و اخلاق» عناوین فصل‌های این کتاب هستند.

در بخشی از پیش‌گفتار مترجم می‌خوانیم: کتابی که اینک پیش رو دارید، ترجمه فارسی پژوهش دو وکیل مسلمان است که در فصل پایانی کتاب خود را چنین معرفی می‌کنند: «ما هر دو وکیل و تحصیل ‌کرده غرب هستیم و در جامعه مستعمره انگلیس متولد شده‌ایم که خودِ این جامعه به واسطه نژادپرستی و استعمار لطمه خورده است. ما اکنون به عنوان بخشی از جمعیت مسلمانان مهاجر این کشور در انگلستان زندگی می‌کنیم. بدون تردید در چنین محیط و بستر اجتماعی، تعلیم و تربیت، نقش خانواده، طبقه و تمایل شخصی، برخی هنجارهای‌ فرهنگی را القا می‌کند. تحصیلات خود ما بخشی از میراث یهودی- مسیحی و کلاسیک اروپای غربی است که در طول سده‌ها به عنوان جهان معاصر غرب توسعه یافته است؛ جهانی با ارزش‌ها و شیوه‌های سکولار، تجربی، علمی و فن‌آوری خود، از جله مفاهیم مربوط به حقوق افراد که بیشتر تئوری‌ها و عملکردهای حقوقی غربی را در بر می‌گیرد. ما از این ارزش‌ها به عنوان مظهر کمال و رشد یافتگی حمایت نمی‌کنیم، بلکه به دور از آن، سرمایه‌داری معاصر، با دل‌مشغولی خود با بازار، استثمار مردم و سیاره زمین، نوشدارویی برای بلاهای ماندگاری که به جامعه بشری روی می‌دهد، نیست.»

نخستین مخاطبان این اثر، جامعه مسلمانان مهاجر در کشورهای غیرمسلمان (عمدتا اهل تسنن) و جوامعی است که این مسلمانان در میان آن‌ها زندگی می‌کنند و هر از چند گاهی از طریق رسانه‌ها درباره اجرای برخی از احکام شریعت و یا به طور کلی درباره شریعت می‌شنوند. این نویسندگان محترم بر آن هستند «تا پیش‌زمینه کاملی از فقه اسلامی را در اختیار خوانندگان خود قرار دهند و بر خاستگاه، تحول و تکامل تدریجی و مسائلی تأکید کنند که بر رشد و ماهیت آن تأثیرگذار بوده است. این کتاب به بررسی تاریخ طولانی و گاه پیچیده شریعت می‌پردازد که از قرن اول هجری/هفتم میلادی و در زمان نزول قرآن آغاز شد و در بستر قوانین موجود در عربستان و قوانین امپراتوری‌های همجوار آن با توجه به تغییراتی که اسلام در آداب و سنن آن‌ منطقه ایجاد کرد، پدید آمد.»

در نوشته پشت جلد کتاب هم آمده است: «ضرورت‌های جهان در حال تحول، اقتضا می‌کند که برخی از مسلمانان در شیوه‌های دین‌داری خود بازنگری کنند، تا بتوانند پاسخی درخور به پرسش‌های انسان معاصر بدهند. پرسش‌هایی که گاه چنان سهمگین‌اند که ما را به تعمیق و ژرف‌اندیشی در بنیادهای دینی فرامی‌خوانند. این کوشش مسئولانه و دردمندانه در راستای یافتن راهی برای پیوند شریعت، عقلانیت و حقوق بشر، ضرورتی است که هر روز بیشتر احساس می‌شود. اگرچه در سده‌های اخیر بیش از گذشته، مصلحان دینی گام‌های بلندی در این راه برداشته‌اند، اما همچنان کارهای نکرده بسیاری هست تا به نقطه توازن دین و معاصریت برسیم. صلای اصلاحات از تنظیمات تا بهار عربی، تصویری ممتد و تاریخ‌مند از جنبش‌های مختلف اصلاح‌گری است که نیاز مجدد بازنگری در کاربرد شریعت را گوشزد می‌کند. انطباق احکام با شرایط نیز سخن تازه‌ای در قلمرو شریعت نیست و آن‌چنان که برخی تصور می‌کنند، بدعت شمرده نمی‌شود. بی‌تردید معنای راستین اجتهاد نیز همین است. توجه دین‌شناسان و مصلحان به دو اصل ضرورت و مصلحت، جامعه معاصر و دین‌داران را بیشتر به هم نزدیک می‌کند.»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...