به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، در بخشی از سخن سردبیر این شماره از فصلنامه نقد کتاب ادبیات و هنر به قلم مریم حسینی با عنوان «انسان حیوانی قصه‌گو» می‌خوانیم: ﺑﻰ‌ﺗﺮدﯾﺪ ﯾﮑﻰ از ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﮔﺰاره‌ﻫﺎی ﺗﺎرﯾﺦ ﺑﺸﺮ اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ که انسان ﺣﯿﻮاﻧﻰ ﻧﺎﻃﻖ و یا حیوانی عاقل است. ﺟﺎﻧﺎﺗﺎن ﮔﺎﺗﺸﺎل در سال ۲۰۱۲ .م ﮐﺘﺎﺑﻰ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻰ‌ﮐﻨﺪ و اﯾﻦ ﻋﻨﻮان را ﺑﺮای ﮐﺘﺎﺑﺶ ﺑﺮ ﻣﻰ‌ﮔﺰﯾﻨﺪ: حیوانی قصه‌گو و ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺖ‌ﺷﮑﻨﻰ ﻋﺒﺎرت ﻣﻌﻬﻮد ﻣﺎ اﻧﺴﺎن را ﺣﯿﻮاﻧﻰ ﻗﺼﻪ‌ﮔﻮ ﻣﻰ‌ﻧﺎﻣﺪ. در اﯾﺮان اﯾﻦ ﮐﺘﺎب را ﻋﺒﺎس ﻣﺨﺒﺮ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﮐﺮده و در ﻃﻰ دو ﺳﺎل ﺑﻪ ﭼﺎپ ﭼﻬﺎرم رﺳﯿﺪه اﺳﺖ. 

ﻓﺼﻞ اول ﮐﺘﺎب باعنوان «جادوی داستان» با نقل عباراتی از کریستوفر مورلی آغاز می‌شود. مورلی در داستان پارناسوس سیار می‌نویسد: «وقتی کتابی را به کسی می‌فروشید فقط دوازده اونس کاغذ و مرکب و چسب را نمی‌فروشید، بلکه شما یک زندگی کامل را می‌فروشید. شما ﻋﺸﻖ و دوﺳﺘﻰ و ﺷﻮﺧﻰ و ﮐﺸﺘﻰ ﻫﺎﯾﻰ در درﯾﺎ ﻫﻨﮕﺎم ﺷﺐ، و زﻣﯿﻦ و آﺳﻤﺎن را در ﯾﮏ ﮐﺘﺎب ﻣﻰ‌ﻓﺮوﺷﯿﺪ. ﻣﻨﻈﻮرم ﯾﮏ ﮐﺘﺎب واﻗﻌﻰ اﺳﺖ.»

ﮔﺎﺗﺸﺎل در اﯾﻦ ﮐﺘﺎب در ﺗﻼش اﺳﺖ ﺗﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ذﻫﻦ آدﻣﻰ ﻗﺼﻪ ﮔﻮ اﺳﺖ و ﻗﺼﻪ ﻧﻘﺸﻰ ﻣﺤﻮری در زﻧﺪﮔﻰ اﻧﺴﺎن دارد. او ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ که داستان‌ها بر زﻧﺪﮔﻰ اﻧﺴﺎن ﺳﯿﻄﺮه دارﻧﺪ. او با استناد به آماری ثابت می‌کند که انسان‌ها عاشق رمان‌ها و داستان‌های زندگی‌نامه‌ای هستند و این هر دو ژانر را دوست دارند؛ زیرا این هر دو نوع داستانی شخصیت قهرمان‌های اصلی‌شان را در جریان مصائب و مسائل زندگی قرار می‌دهند. گاتشال معتقد است ما همه  داستان گوهای خوبی هستیم حتی اگر نویسنده نیستیم.

نشست «نقد و بررسی ﮐﺘﺎب ﮔﻔﺘﻤﺎن‌ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ و ﺟﺮﯾﺎن‌ﻫﺎی ﻫﻨﺮی اﯾﺮان: ﮐﻨﺪوﮐﺎوی در ﺟﺎﻣﻌﻪ‌ﺷﻨﺎﺳﻰ نقاشی ایران معاصر» با حضور  محمدرضا مریدی عضو هیات علمی دانشگاه هنر و نویسنده کتاب، پریسا شاد قزوینی، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، بهنام کامرانی، نقاش و مجسمه‌ساز و عضو هیات علمی دانشگاه و مریم حسینی عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا در سرای اهل قلم برگزار شد. مشروح گزارش این نشست در بخش نقد شفاهی این فصلنامه آمده است.

در بخش نقد کتاب‌پژوهشی (ادبیات) نیز مقاله‌هایی چون «اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺧﻮاﻧﺶ در ﮐﺘﺎب اﻧﺪک ﮔﺴﺘﺎخ و ﺑﯿﺶ ﻣودب در ﺣﻀﺮت ﻣﺜﻨﻮی» نوشته ﭘﺎرﺳﺎ ﯾﻌﻘﻮﺑﻰ ﺟﻨﺒﻪ ﺳﺮاﯾﻰ، «ﮐﺪام ﺣﺎﻓﻆ؟: ﻧﮕﺮﺷﻰ ﺑﺮ ﮐﺘﺎب حافظ و شاعران روس» اثر علی‌رضا انوشیروانی، «نقد صائب: نقد کتاب گزیده غزلیات صائب و دیگر شاعران سبک هندی» نوشته حسین اتحادی، نقد و بررسی مقاله «شیخ شرف‌الدین احمد یحیی منیری در کتاب زبان فارسی در هند» اثر محمدصادق خاتمی و سلمان ساکت و «نگاهی به کتال روان اسطوره شناسی: فرهنگ روان رنجوری‌های اسطوره‌ای» نوشته نسرین شکیبی ممتاز  پیش روی خوانندگان این فصلنامه قرار گرفته است.

 در بخش نقد داستان فصلنامه «نقد کتاب ادبیات و هنر» نیز  کتاب‌های «طریق بسمل شدن»، «صنعتی‌زاده کرمانی در قرن بیست و یکم: نقد و بررسی رمان رستم در قرن ۲۲»، «کلئوپاترای پسامدرن: نقد پسامدرنیستی داستان‌های زنده‌یاد کلئوپاترا و و شب شیطان» و «واقعیت در مسلخ قدرت: نقدی بر فرادستان میم عزیز» مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

«بررسی انتقادی کتاب الأدب العربی من العصر الجاهلی حتی سقوط الدولة الأمویه» نوشته علی قهرمانی و معسود باوان‌پوری و «تجلی و مظاهر غربزدگی در جامعه مصر: آسیب‌شناسی اجتماعی، دینی و فرهنگی در کتاب حدیث عیسی بن هشام» نوشته نفیسه حاجی رجبی در بخش نقد متون عربی این فصلنامه خواندنی شد.

 فاطمه موحدی محصل طوسی در بخش نقد ترجمه این فصلنامه به بررسی و نقد ترجمه رمان «کابوس‌های بیروت» اثر غاده السمان پرداخته است. این متن را می‌توانید با عنوان «رویای آرامش در کابوس‌های جنگ: بررسی و نقد ترجمه رمان کابوس‌های بیروت» ببینید.

کامران ارژنگی نیز در بخش نقد تصحیح متن مقاله‌ای با عنوان «شهریاری از دیارِ هند و سند: نکاتی درباره منظومه حماسی شهریارنامه» نوشته است. همچنین در بخش نقد کتاب‌پژوهشی (هنر) نیز مقاله هایی چون «جستاری در باب قاب سینمایی؛ به بهانه انتشار کتاب قاب‌زدایی‌ها: جستارهایی در باب نقاشی و سینما» نوشته مهرداد پورعلم، «صداهایی برای دیدن: نقد و بررسی کتاب صدا و موسیقی در فیلم مستند» نوشته محمدناصر احدی، «منسوجات ایرانی، به عبارت دیگر... :نگاهی به دو ترجمه از کتاب منسوجات ایرانی» نوشته بنفشه مقدم و «هنر اقتصاد هنر: نگاهی به کتاب اقتصاد هنر معاصر؛ بازارها، راهبردها و نظام ستاره‌سازی» نوشته مرضیه افتخاری قرار گرفته است.

در بخش نقد نقد نیز غلامرضا خاکی در مقاله‌ای درباره «حقیقت نه مجاز است: پاسخی به گاه سودای حقیقت گه مجاز؛ نقدی بر کتاب کیمیا پرورده حرم مولانا» نوشته و فرانک کبیری نیز شرحی بر نقد: پاسخی به «مروری بر کتاب نگرشی بر گلیم‌باف‌ها در استان چهارمحال و بختیاری» نگاشته است.

در این شماره فصلنامه، کتاب‌هایی چون «دژستان؛ یک تاریخ طبیعی»، «ذهن ادبی؛ خاستگاه اندیشه و زبان»، «موزون و عقلانی؛ خوانش‌ مقایسه‌ای دو رساله فارسی قرن سیزدهم میلادی در فن شاعری»، «هنر ایرانی؛ گردآوری هنرهای ایران برای موزه ویکتوریا و آلبرت»، «گیاهان در شعر معاصر؛ نقد بوم‌گرا و تخیل نباتی» و «نمایش شرق: معماری اسلامی در نمایشگاه‌های جهانی قرن نوزدهم؛ مطالعه تطبیقی جوامع مسلمان» معرفی شده‌اند. 

در آخرین بخش شماره هفتم و هشتم فصلنامه «نقد کتاب ادبیات و هنر» نیز پروین بابایی و سمیه زادامیری به «کتاب‌شناسی نقوش هندسی در هنر اسلامی: نقوش هندسی در آینه منابع مکتوب از گذشته تا امروز» پرداخته‌اند.

شماره هفتم و هشتم فصلنامه «نقد کتاب ادبیات و هنر» ویژه پاییز و زمستان ۹۸ به سردبیری مریم حسینی از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...