امانوئل کارر [emmanuel carrère] نویسنده 63 ساله فرانسوی برنده جایزه پرنس آستوریاس اسپانیا در سال 2021 [Princess of Asturias Awards] شد.

امانوئل کارر [emmanuel carrère]  پرنس استوریاس اسپانیا در سال 2021 [Princess of Asturias Awards]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا امانوئل کارر، نویسنده سرشناس فرانسوی موفق شد جایزه پرنس استوریاس را -که معتبرترین جایزه ادبی در کشورهای اسپانیایی‌زبان است- از آن خود کند.

هیئت داوران این جایزه روز چهارشنبه هنگام اعلام نام نویسنده 63ساله پاریسی به عنوان برنده از او برای خلق آثار فوق العاده شخصی که گشاینده فضایی جدید در کمرنگ‌ کردن مرزهای بین واقعیت و داستان است، تمجید کردند.

امانوئل کارر، نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان فرانسوی است که در فرانسه به عنوان نویسنده پیشگام ادبیاتی شناخته می‌شود که نویسندگان، زندگی‌های شخصی را در قالب داستان روایت می‌کنند. او طی 40 سال حرفه نویسندگی مجموعه آثاری بر اساس خودکاوی بنا کرده که عمدتا روایتگر زندگی دیگران هستند.

به عنوان مثال رمان «دشمن» را که در سال 2002 منتشر کرد، بر اساس زندگی ژان کلود روماند، یک فرانسوی بدنام نوشت که والدین، بچه و همسرش را بعد از آن که سال‌ها وانمود می‌کرد که یک پزشک موفق است، به قتل می‌رساند. «یک رمان روس»، «سیبیل»، «اردوی زمستانی» و خاطرات «یوگا» از جمله آثار دیگر او هستند.

وی همچنین جوایز ادبی متعددی دریافت کرده که جایزه فمینا و رنودو، پریمیو همینگوی و جایزه کتابخانه ملی فرانسه از جمله آن‌ها است.

جوایز شاهزاده آستوریاس مجموعه‌ای از جوایز سالیانه در اسپانیا است که هر ساله توسط بنیاد شاهزاده آستوریاس اعطا می‌گردد.

این مراسم هرساله در آمفی تئاتر کامپوآمور شهر ابیه دو برگزار می‌شود و طی آن جوایزی در هشت رشته مختلف، شامل پنجاه هزار یورو وجه نقد، یک تندیس ویژه به عنوان نماد این جایزه و یک دیپلم افتخار، به بهترین دستاوردهای آن گروه اعطا می‌شود.

سال گذشته ان کارسون، نویسنده و شاعر کانادایی برنده جایزه پرنس آستوریاس 2020 شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...