جشنواره ادبی طهورا با نگاه خاص به امام علی النقی (ع) برگزار می شود.

به گزارش کتاب نیوز، کانون شعر و ادب امور فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه سوره با همکاری تشکل دانشجویی صبح روشن در نظر دارد با استعانت از خداوند متعال و با یاری جستن از حضرات معصومین(ع) نخستین جشنواره ادبی طهورا را در زمینه شعر و داستان کوتاه، با محوریت ائمه اطهار (ع) و با نگاه ویژه به امام علی النقی (ع) برگزار نماید.

در این جشنواره که با هدف شناخت فضایل و ابعاد شخصیتی ائمه اطهار (ع)، خلق و تولید آثار ادبی در زمینه‎ی زندگی ائمه اطهار (ع)، شناسایی استعدادهای ادبی و معرفی آنان در سطح کشور و اعتلاء و رشد کمی و کیفی رشته های ادبی با تکیه بر ارزش های اسلامی برگزار می شود.

علاقمندان می توانند 5 اثر در بخش‎های شعر و داستان کوتاه ارسال نمایند. مهلت ارسال آثار تا 25 تیرماه بوده و مراسم تقدیر از برگزیدگان جشنواره همزمان با روز میلاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) برگزار خواهد شد.

علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به سایت http://entezaresobh.ir مراجعه کرده و یا با شماره تلفن 66876932 تماس بگیرند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...