ویرایش تازه کتاب «فرهنگ گزیده شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی» به کوشش عبدالحسین نوشین منتشر شد.

فرهنگ گزیده شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی عبدالحسین نوشین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب با عنوان فرعی «جلوه‌های زیباشناختی واژه‌های گزیده شاهنامه» با تصحیح، تحقیق و افزوده‌های کلمه‌ها و ترکیب‌ها توسط سیدعلی ملکوتی در ۷۲۸ صفحه، با شمارگان ۱۲۵ نسخه توسط انتشارات آفرینه منتشر شده است.

در بخشی از پیشگفتار کتاب «فرهنگ گزیده شاهنامه » فردوسی آمده است: سال‌ها گذشت تا این‌که مردی از پیشکسوتان تئاتر که با شاهنامه پیوسته دم‌ساز بود و با این کتاب انس و الفتی خاص داشت، با کمال تاسف و به شکل نابجا و غیرمنتظره‌ای به پیروی از رفقای هم‌مسلک خود، به اردوگاه کمونیست به کشور «اتحاد شوروی» روی آورد؛ او به جای آن‌که قرار را بر فرار ترجیح دهد، در سرزمین خود بماند و به کار تئاتر این کشور سروسامان دهد، از بخت بد به آن‌جا پناه برد و پی‌آمد آن را هم دید و کشید. با این وجود، در آن‌جا بیکار نماند. از توانایی‌های خود در ادبیات فارسی و شاهنامه‌شناسی به پژوهندگان روسی در تدوین و نشر شاهنامه چاپ مسکو یاری رساند.

کار مهم دیگر، نوشتن و تدوین مختصر واژه‌های دشوار شاهنامه بود. گزیده‌ای از واژه‌های شاهنامه را جمع‌آوری و یادداشت کرد. این کار بیشتر در اواخر عمر او صورت گرفت که با بیماری دشواری دست به گریبان بود. سایه‌های مرگ را می‌دید، اما به بررسی و تدوین «واژه‌نامک» ادامه می‌داد. سرانجام بعد از وفاتش - اردیبهشت ۱۳۵۰ - واژه‌نامک به دست دکتر پرویز خانلری رسید و در سلسه انتشارات بنیاد فرهنگ چاپ شد.

حکایت این صاحب قلم به آن‌جا کشید که گفت شاهنامه‌خوانی را چگونه آغاز کرد: فرهنگ عام چون فرهنگ دکتر محمد معیت در دسترس بود، اما آن‌چه خاص باشد «واژه‌نامک» بود و «معجم شاهنامه؛ حسین خدیو جم، بنیاد فرهنگ» که بسیار مختصر بود و چندان به کار نمی‌آمد.

نویسنده فصل به فصل شاهنامه را می‌خواند و به «واژه‌نامک» رجوع می‌کرد و از واژه‌های دیریاب که در واژه‌نامک نبود، یادداشت برمی‌داشت. در حین خواندن و یادداشت واژه‌ها بر آن شد که «واژه‌نامک» را همراه با افزوده‌های لغات و ترکیبات یادداشت‌شده، بار دیگر تجدید چاپ کند.

بر مبنای آماری که به حساب آمد، تعداد لغات و ترکیبات در واژه‌نامک به ۱۹۸۶ عدد می‌رسد. هم بدین سبب چاپ مجدد فرهنگ «واژه‌نامک» از جهاتی بس ارزشمند است: از این دیدگاه که آن مرد در دیار غریب، آن همه مرارت کشید و سختی دید و فرصت نیافت که طبع کتاب خود را ببیند. اکنون این فرهنگ به چاپ مجدد رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...