سه کتاب «افسانه‌های کردی»، «افسانه‌های خراسانی» و «افسانه‌های ترکمن صحرا» از مجموعه «قصه‌ها و افسانه‌های ایرانی» با بازنویسی شهناز آذرینوش منتشر شدند.

افسانه‌های کردی، افسانه‌های خراسانی و افسانه‌های ترکمن صحرا نشر ذکر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی این مجموعه عنوان شده است: ایران سرزمینی گسترده است که از تنوع قومی و نژادی فراوانی برخوردار است و همین امر موجب وجود انواع افسانه‌ها در میان اقوام ایرانی است. هر افسانه می‌تواند بخشی از حیات فرهنگی و جلوه‌ای از نوع تفکر و نگاه اقوام مختلف ایران به زندگی باشد.

افسانه‌های هر ملت، میراث معنوی آن ملت است که به صورت سینه‌ به سینه و در قالب ادبیات شفاهی منتقل شده است. افسانه‌های ایرانی، بخش عظیمی از فولکلور غنی ما را تشکیل می‌دهد و قرن‌هاست که زندگی و آداب و رسوم جامعه ما ایرانیان با هزاران افسانه و قصه آمیخته است.

عموما مردم برای بیان مفاهیم آموزنده و حکمت‌های تربیتی از افسانه‌ و قصه برای فرزندانشان استفاده می‌کنند و برای این کار از فضای تخیلی استفاده می‌کنند. اما به طور کلی مفاهیم تربیتی و پیروزی همیشگی خوبی بر بدی و مسائلی از این دست، باعث می‌شوند که از افسانه‌ها برای مخاطبان کودک و نوجوان استفاده شود. با این حال باید توجه داشت که افسانه‌ها و حکایت‌های قدیمی و تاریخی، دربردارنده آرزوها، ایده‌آل‌ها و آرمان‌های یک ملت یا قوم هستند.

می‌توان به نوعی منشاء و ریشه افسانه‌ها را ارج گذاشتن به فضیلت‌های انسانی و رذیلت‌های اخلاقی و شیطانی دانست و هر ملتی، به تناسب گذشته و حالِ خود، افسانه‌هایی دارد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و البته در این حوزه میراث غنی و گرانقدری هم دارد. با این حال، عموم مخاطبان ایرانی، از این نکته غافل بوده‌اند.

فرق میان افسانه و قصه نیز در این است که افسانه قالبی است که کلیه ویژگی‌های لفظی قصه را داراست با این تفاوت که عناصر خیالی و امور خارق‌العاده در آن زیادتر و قوی‌تر است.

افسانه‌های ایرانی، بخش عظیمی از فولکلور غنی ما را تشکیل می‌دهد و قرن‌هاست که زندگی و اداب و رسوم جامعه ما ایرانیان با هزاران افسانه و قصه ممزوج است.

افسانه‌ها به‌طور کلی در زندگی و ادبیات هر قوم و ملتی دارای اهمیت و شایان مطالعه است.

این مجموعه با بازنویسی شهناز آذرینوش و با تصویرگری ساناز کریمی طاری، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در واحد کودک موسسه نشر و تحقیقات ذکر منتشر شده است.

«افسانه‌های کردی» در ۲۰۸ صفحه و با قیمت ۵۹ هزار تومان، «افسانه‌های خراسان» در ۱۱۲ صفحه و با قیمت ۳۸ هزار تومان و «افسانه‌های ترکمن صحرا» در ۱۰۸ صفحه و با قیمت ۳۶ هزار تومان عرضه شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...