کتاب «چون دختر بودم» نوشته‌ی محمدرضا آذرصفا توسط انتشارات نسل روشن منتشر شد.

چون دختر بودم محمدرضا آذرصفا

به گزارش کتاب نیوز، «چون دختر بودم» داستان زندگی دختری را به تصویر می‌کشد که در خانواده‌ای مردسالار به دنیا می‌آید و بخاطر جنسیتش مورد بی مهری خانواده قرار می گیرد و از این رو زندگی سختی را می‌گذراند تا اینکه تصمیم می‌گیرد تغییری در زندگی‌اش ایجاد کند...

در بخشی از این کتاب آمده است:

تمام سرگذشت سیاه و پرمخاطره ام فقط به این خاطر بود که در خانواده ای به دنیا آمدم که از دختر متنفر بودند و دختر نمی خواستند‌؛ دختر برایشان مايه‌ی ننگ و بدبختی و پسر مايه‌ی برکت و خوشبختی بود...
چطور می‌تونم ضرباتی که به روح و روانم وارد کردند رو ببخشم؛ چون دختر بودم باید تمام حروف های زور و غیرمنطقی رو قبول می‌کردم، مورد اهانت قرار می‌گرفتم، بی عدالتی رو تحمل می‌کردم، اما در این مدت که از خانواده‌ام دور شدم، با آرامش زندگی می‌کنم و درسم رو می‌خونم. تو هیچ چیزی از زندگی‌ام نمی دونی. مگه میشه مادری با تنها دخترش این‌طور رفتار کنه؟! اگر قرار باشه روزی من هم با دخترم این‌طور رفتار کنم امیدوارم هیچ وقت مادر نشم. مادر یعنی محبت، مهربانی، گذشت...

«چون دختر بودم» نوشته‌ی محمدرضا آذرصفا در 84 صفحه و با قیمت 35هزار تومان توسط انتشارات نسل روشن منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...