کتاب «افسانه های دیار ما»، دوره سه جلدی تیپ شناسی افسانه های هورامی به کوشش و قلم کورش امینی، نویسنده، مترجم و پژوهشگرِ زبان، فرهنگ و ادبیات هورامی، توسط انتشارات دانشگاه کردستان منتشر شد.

افسانه های دیار ما هورامی کورش امینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «افسانه های دیارما»، دوره سه جلدی تیپ شناسی افسانه های هورامی به کوشش و قلم کورش امینی، نویسنده، مترجم و پژوهشگرِ زبان، فرهنگ و ادبیات هورامی، به روش آرنه تامسون توسط انتشارات دانشگاه کردستان منتشر شد.

این کتاب سه جلدی در سه جلد گالینگور با قطع وزیری و در ۱۵۵۰ صفحه نگاشته شده است. مقدمه ی اصلی کتاب، در ۲۴ صفحه به زبان هورامی توسط مؤلف نوشته شده است. جلد اول این کتاب ۵۴۴ صفحه است و در آن، به استثنای معرفی یک اسطوره ی هورامی به زبان هورامی، بقیه ی کتاب به زبان فارسی است. این جلد در ۴ بخش و ۱۳ فصل به همراه آوانگاری لاتین برخی از جملات معروف کتاب و دارای نمایه درانتهای کتاب است. بخش اول کلیات، با فصول؛ ادبیات شفاهی و فولکلور، ضرورت تحقیق، مهم تریم مفاهیم آمده در کتاب، چرایی و اهمیت افسانه ها، بنیان افسانه های هورامی، تئوری های بنیادی در افسانه های هورامی، تیپ شناسی افسانه های هورامی، تجزیه و تحلیل، واکاوی و بررسی مختصر چند افسانه، یک اسطوره ی هورامی، ترجمه چند افسانه به زبان فارسی و نمایه است.

جلد دوم ۴۸۷ صفحه و در بردارنده ی متن اصلی افسانه ها تا انتهای طبقه سحر و جادو است. این جلد مشتمل بر بیش از ۸۵ افسانه است که در ابتدای هر یک از افسانه ها، بعد از اشاره به تیپ اصلی افسانه، اشارت مختصری به افسانه ی هم تیپ و مشابه آن در میان فارس زبانان شده و در صورت آشنایی با همان افسانه در میان دیگر ملل، به نمونه آن هم اشاره شده است. در انتهای کتاب نیز، نمایه هورامی اشخاص، مفاهیم، حیوانات، موضوعات و… آمده است.

جلد سوم این مجموعه، ۵۵۲ صفحه و شامل طبقات تاریخی و اشخاص آیینی، عاشقانه و داستان کوتاه، داستان های خنده دار، تسلسل و زنجیره ای است. در این جلد، جز مواردی که در قسمت دوم شرح داده شد و روی آنها کار شده است، بیش از ۵۰ روایت تاریخی و منطقه ای ثبت شده اند که لاجرم برخی اوقات و از طرف برخی پژوهشگران به عنوان افسانه آمده اند. تجزیه ی ۳ افسانه ی تیتیل و بیبیل، سلیم جوهری و نازمرجان بخش دیگری از این جلد است. فصل دیگری از جلد سوم در بردارنده ی برخی از ضرب المثل های داخل افسانه ها به همراه زندگی نامه ی ۴ نفر از روایان اصلی کتاب است و واژه نامه و نمایه نیزاز دیگر قسمت های کتاب است.

نویسنده دراین کتاب، برای اولین بار به تجزیه و تحلیل افسانه های هورامی به روش علمی و براساس درونمایه های افسانه ها، که بر مبنای فهرست موضوعی معروف آرنه تامسون است، می پردازد. روش طبقه بندی به طور اعم بر مبنای روش قصه شناسان «مکتب تطبیقی» مشهور به «مکتب فنلاندی» صورت گرفته است. با انجام این مهم، افسانه های هورامی نیز جایگاه برجسته شان را در نظام طبقه بندی بین المللی پیدا می کنند. در مواردی که کُد طبقه بندی افسانه یافت نشده و امری طبیعی است، از سیستم پیشنهادی پژوهشگر H/AT/N استفاده و کُد افسانه ثبت شده است. تحقیق و بررسی به همراه گردآوری مجموعه ی حاضر ، علاوه بر همکاری بی دریغ خیل عظیمی از دوستداران فرهنگ و ادبیات این سرزمین، مدت ۸ سال به طول انجامیده و با انجام این مهم، بخش خیلی کوچکی از افسانه های دیار اهورایی هورامان، از گزند نابودی محفوظ مانده اند. هورامان نام منطقه ای در نوار کوهستانی غرب ایران و شرق اقلیم کردستان است و زبان هورامی (که عمدتاً آن را به عنوان شاخه و گویشی از زبان کردی می پندارند) متعلق به گروه زبان های غربی شمالی زبان های ایرانی است و بنا به برخی نظرات بازماندة زبان های باستانی ایرانی است.

مکنزی معتقد است که پیچیدگی فرایندهای نحوی و ساخت واژی گویش هورامی، این گویش را به جزیره‌ای در دریای زبان کردی مبدل کرده‌است.استاد دهخدا هم در کتاب لغت نامه، زبان هورامی را یک زبان مستقل و دارای قواعد دستوری و غنای کامل در کلمات و اصوات می داند. «مکتب فنلاندی» مکتبی است که آنتی آرنه و به تبع او تامسون برای تطبیق قصه های فنلاندی با قصص زبان های همجوار این زبان به کار گرفتند.از آنجا که عنصرهای این قصه ها برای قصص هندی و اروپایی کاربرد بیشتری دارد، مؤلف این کتاب نیز آن را مبنای کار خود در تطبیق قصه ها وافسانه های هورامی با دیگر زبان ها قرار داده است.

کورش امینی، نویسنده و پژوهشگر حوزه زبان، فرهنگ و ادبیات هورامی است. از وی تا کنون مقالات زیادی در مجلات و همایش هایی در ایران و اقلیم کردستان عراق به زبان هورامی و فارسی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...