هشتمین شماره از ماهنامه «وزن دنیا» ویژه مهدی اخوان ‌ثالث منتشر شد.

وزن دنیا بر مدار اخوان ثالث شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایسنا، این شماره‌ از ماهنامه «وزن دنیا»، با تیتر «زمستان است» و با موضوع جمع‌خوانی تحلیلی آثار مهدی اخوان ‌ثالث و همچنین پرونده‌ای در باره شعر و زندگی قاسم آهنین‌جان منتشر شده است.

در این شماره‌ مجله می‌توانیم از شاعران استان‌های تهران، آذربایجان شرقی، بوشهر، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و فارس شعر بخوانیم. علاوه بر شعر این استان‌ها، دو بخش «هم‌زبانان» و «کارگاه وزن دنیا» بازتاب‌دهنده‌ شعرِ شاعران کشورهای فارسی‌زبانی همچون افغانستان و تاجیکستان و بخش دوم، منعکس‌کننده شعرهای ارسالی خوانندگان این مجله است.

بخش «هوای تازه» بخش دیگری‌ از این شماره‌ «وزن دنیا» است که با ساز و کار جدیدش در معرفی شاعر برگزیده‌ هر شماره، نقد و بررسی کوتاهی داشته بر شعرهای فهیمه جهان‌آبادی، شاعر اهل سیستان و بلوچستان.

در بخش «تعریف و تبصره» این شماره‌، پرونده‌ای می‌خوانید درباره‌ مهدی اخوان ‌ثالث و کارنامه‌ شعری‌اش، سه دهه پس از مرگِ شاعر. ۲۰ شاعر و منتقد هر کدام ۱۰ شعر از دیوان اخوان برگزیده‌اند و از این میان، ۱۰ نفر تک‌نگاری‌هایی درباره‌ یک شعر مهم اخوان نگاشته‌اند.

از نویسندگان این پرونده می‌توان به ضیاء موحد، علی باباچاهی، ابوالقاسم ایرانی، مسعود خیام، حافظ موسوی، شهاب مقربین، فؤاد نظیری، مریم حسین‌زاده، سعید سلطانی‌طارمی، بهزاد خواجات، علی عبداللهی، محمد آزرم، علیرضا نوری، رزا جمالی، بهاره رضایی، مهدی فرجی، رضا حیرانی، آتفه چهارمحالیان، بنفشه فریس‌آبادی، رسول رخشا و فرشاد سنبل‌دل اشاره کرد.

در این بخش گفت‌وگویی نیز با عبدالعلی دستغیب درباره‌ مهدی اخوان ثالث آمده است.

همچنین در بخش «یاد بعضی نفرات» این شماره‌ پرونده‌ای منتشر شده است درباره‌ شعر و زندگی قاسم آهنین‌جان، شاعر جنوبی.

شماره‌ هشتم «وزن دنیا» در ١٨٨صفحه و به قیمت ٥٠ هزار تومان از امروز در کتاب‌فروشی‌ها و کیوسک‌های مطبوعاتی معتبر در دسترس مخاطبان شعر است.

مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز «وزن دنیا» پوریا سوری و سردبیر آن علی مسعودی‌نیا است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...