جمال مدیرشانه‌چی در کتاب «پنجاه چهره فاخر خراسان بزرگ» زندگی و تفکر مهم‌ترین شخصیت‌های دینی، فلسفی و ادبی خراسان را روایت کرده است.

به گزارش مهر، کتاب «پنجاه چهره فاخر خراسان بزرگ» نوشته جمال مدیر شانه‌چی، با شمارگان هزار نسخه، ۱۰۲ صفحه و بهای ۲۲ هزار تومان توسط انتشارات کتابدار توس در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. در این کتاب به روایت زندگی و منظومه فکری مهم‌ترین شخصیت‌های دینی، ادبی، هنری و فلسفی معاصر خراسان پرداخته شده است.

مرتضی مطهری، سیدجلال الدین آشتیانی، بدیع الزمان فروزانفر، علی شریعتی، محمدرضا حکیمی، مهدی محقق، شیخ عبدالله نورانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث، پوران شریعت رضوی، محمود دولت‌آبادی، محمدرضا شجریان، احمدعلی رجایی بخارایی، محمدتقی ادیب نیشابوری، تقی وحیدیان کامیار، محمد قهرمان، غلامحسین یوسفی، محمدجعفر یاحقی، میرزا حسین فقیه سبزواری، محمدتقی ملک الشعرای بهار، محمدتقی شریعتی مزینانی، محمد واعظ زاده خراسانی، محمود رامیار، محمد مهدی رکنی یزدی، رضا زمردیان، سید مهدی صانعی، سیدعلیرضا مجتهدزاده، احمد مهدوی دامغانی، سید محمد علوی مقدم، محمد مهدی ناصح، محمود فاضل مطلق، محمد حسین ساکت، مهری پریرخ و... برخی از چهره‌هایی هستند که زندگینامه آنها در این کتاب درج شده است.

در این کتاب صرفا به چهره‌های زاده خراسان اکتفا نشده و برخی از مهم‌ترین چهره‌هایی که در زادگاه آنها خراسان نبوده اما در خراسان رشد کرده و بالیده‌اند یا مدتی را در خراسان به اثرگذاری پرداخته‌اند، نیز معرفی شده‌اند. از میان این چهره‌ها می‌توان به زنده‌یاد سیدجلال الدین آشتیانی، استاد برجسته فلسفه و عرفان و از شاگردان علامه طباطبایی، اشاره کرد که در آشتیان متولد و در قم و نجف بالیده و پرورده شد و در ادامه سال‌های طولانی در دانشگاه مشهد به تدریس پرداخت.

درباره عنوان کتاب نیز باید گفت که چون نویسنده از «خراسان بزرگ» استفاده کرده، کاش که به مرزهای سیاسی فعلی محدود نمی‌ماند و علمای خراسان فرهنگی را معرفی می‌کرد. گویا این کتاب نخستین مجلد از مجموعه‌ای بزرگ است و امید است که نویسنده در مجلدات بعدی به معرفی چهره‌های مرزهای خراسان فرهنگی نیز بپردازد.

رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...