«اِی ای هاچنر» [A. E Hotchner] نویسنده «پاپا همینگوی» و آثاری که بسیاری از آنها به فیلم تبدیل شدند در ۱۰۲ سالگی درگذشت.

اِی ای هاچنر Hotchner, A. E

به گزارش تسنیم، اِی ای هاچنر نویسنده رمان و نمایشنامه و خاطرات ارنست همینگوی که کتابش با موضوع افسردگی دوران کودکی موضوع فیلم «استیون سودربرگ» شد در 102 سالگی درگذشت.

هاچنر بسیار اهل سفر بود و با ارنست همینگوی نویسنده نامدار و پل نیومن هنرپیشه شهیر دوران طلایی هالیوود معاشرت داشت و با نیومن شرکت غذایی خیریه‌ای نیز تأسیس کرد.

او نمایشنامه‌ای با عنوان «کاخ سفید» نوشت که در زمان ریاست‌جمهوری بیل کلینتون و در کاخ سفید اجرا شد. بنابر اعلام فرزندش تیموتی، او دیروز در منزلش در وست‌پورت کنکتیکات درگذشت.

او به این دلیل که با روی آوردن به نویسندگی خود را از فقر شدید رهانید نیز مشهور است. بسیاری از آثار او به تولیدات بصری از جمله فیلم و سریال تبدیل شدند.

او اصالتاً اهل الِین بود و کتابی با عنوان «همه به اِلِین می‌آیند» تألیف کرد. «مردی که در ریتز می‌زیست» زندگینامه‌های پرفروش «سوفیا لورن» و «دوریس دِی» و نمایشنامه موزیکال «بگذار بچرخد» ازجمله آثار اویند.

هاچنر حتی در 100 سالگی نیز قلم را رها نکرد و رمانی کارآگاهی با عنوان «ماجراهای جالب آرون بروم» را به رشته تحریر درآورد.  در 101 سالگی نیز رمان «پیرمرد و دریا» اثر ارنست همینگوِی را به صورت نمایشنامه برای اجرای صحنه‌ای تحریر کرد.

هاچنر در کتاب «پادشاه تپه» در مورد دوران جوانی‌اش نوشت. این کتاب در سال 1972 منتشر شد. 20 سال بعد به فیلمی ساخته استیون سودربرگ با همان نام تبدیل شد.

این نویسنده پرکار در زمان دانشجویی بسیار فعال بود و در مجله دانشگاه واشنگتن با تنسی ویلیامز نویسنده شهیر همکاری می‌کرد. هاچنر همچنین از نظر توان ادبی مورد وثوق جی دی سالینجر نویسنده اسطوره‌ای رمان معروف «ناطور دشت» بود. سالینجر اثر خود با عنوان «سوزن گرامافون» با موضوع جنگ دوم جهانی را به او داد تا کار نشر آن را در مجله دانشگاه انجام دهد اما به هاچنر گفت که نمی‌خواهم حتی یک کاما هم از آن تغییر داده شود. اما مجله نام داستان او را «نغمه غمگین» نهاد و همین باعث شد سالینجر دیگر هرگز با هاچنر صحبت نکرد و ارتباطش را با او قطع کرد.

[کتاب «پاپا همینگوی» نخستین‌بار با عنوان «همینگوی» با ترجمه پروانه دادبخش توسط انتشارات محقق در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌های وی در فاصله‌ی سال‌های 1821 تا 1831... دین، به عنوان صعود به سوی حقیقت، قلمروی است که در آن روح خود را از امور حسی و متناهی رها می‌سازد... نخستین مرحله‌ی مفهوم دین، اندیشه در کلیت صوری آن است... فرد احساس می‌کند که بهره‌ای از مطلق را در خود دارد... آیین مذهبی همان فرایند ابدی است که در آن فرد با ذات خود وحدت پیدا می‌کند... مسیحیت دینی کامل و مطلق و آگاهی از روح است، آگاهی از خداست ...
با محرومانتان به بخشش، با افراد مطیع به نیکی و با کسانی که نسبت به ما شک و یا نافرمانی نمایند با شدت عمل رفتار کنم... لذا با افراد فرمانبر مانند پدری بخشنده هستم و تازیانه و شمشیر من علیه کسی‌ست که دستورم را ترک و با سخنم مخالفت نماید... هرکس که در قبیله‌اش از نافرمایان امیرالمومنین یزید پیدا شود و او را معرفی نکند؛ مقابل در خانه‌اش به دار آویخته، از ذمه ما خارج و مال و جانش حلال می‌شود ...
فردی که خودش را شهروند نمی‌شناسد، نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت می‌شود و این یک ویژگی نامدنیت سیاسی اجتماعی است... گفت‌وگو و مشاجره را نه با اخلاق، بلکه با مدنیت و نامدنیت می‌سنجند... هرچه حوزه شهروندی در فرد محدودتر شود، او بیشتر به سوی برآوردن منافع و مصالح شخصی‌اش رانده می‌شود... وقتی خودمداری در جامعه غلبه پیدا می‌کند، فردی که در جایگاه یا مرتبه بالا قرار می‌گیرد مسئولیت تصمیماتی که می‌گیرد نمی‌پذیرد و پاسخگو نیست ...
پرویز در قصه‌ای که نقل می‌کند، چگونگی تبدیل شدنش را به آنچه حالا هست، می‌گوید... در زیر سلطه ماندن و از سلطه ارتزاق کردن... این دختره چرا مثل آدامس چسبیده بهمون و ول‌مون نمی‌کنه؟... او فلک‌شده‌ای است که می‌خواهد فلک‌کننده باشد...شرمی درونی و بنیادی وادارش می‌کند به خودش هم دروغ بگوید... با تمام عشق و نزدیکی که به کاکایش دارد، نمی‌تواند این تنهایی را پر کند ...
آمیزه‌ی عشقی افسون‌کننده و لبخندی به پاکی لبخند فرشتگان... همه‌ی نیرنگ‌های پیرزنی را که می‌گوید عمه‌ی اوست فرا گرفته است... دون خوان باید هفت سال تمام طبقه‌ی اجتماعی و ثروت خود را رها کند و مانند دوستی در کنار او زندگی کند... دختر میزبانی عاشق آندرس می‌شود، ولی آندرس از ازدواج با او خودداری می‌کند... پیرزن او را دزدیده است ...