کتاب «داستان‌های بیدل شاعر» نوشته «جی. کی. رولینگ» منتشر می‌شود.

رولینگ با انتشار جلد هفتم از مجموعه‌ «هری پاتر» با این پسر جادویی خداحافظی کرد و به ثروتمند‌ترین نویسنده تاریخ ادبیات تبدیل شد، اما دوباره با انتشار «داستان‌های بیدل شاعر» که روز پنج‌شنبه فروش آن آغاز می‌شود، به صحنه بازار کتاب باز خواهد گشت.

تمام سود حاصل از فروش کتاب «داستان‌های بیدل شاعر» به مصرف امور خیریه در خواهد آمد. رولینگ پیش از این نیز قسمتی از درآمد حاصله از هری پاتر را به بچه‌های بی‌سرپرست هدیه کرده بود.

به گزارش فارس به نقل از رویترز، «داستان‌های بیدل شاعر» مجموعه‌ای از پنج داستان افسانه‌ای است که پیش از این در جلد هفتم هری پاتر به آن اشاره‌ای شده بود.

«جی. کی. رولینگ» همچنین پیش از این دست‌نوشته‌ نخست خود از «داستان‌های بیدل شاعر» را در حراجی به مبلغ 4 میلیون دلار فروخته بود و آن را به بچه‌های بی‌سرپرست هدیه کرده بود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...