برگزیدگان چهارمین جشنواره ملی انجمن‌های ادبی (جایزه ملک‌الشعرای بهار) از سوی کارگروه امور انجمن‌های ادبی معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، چهارمین جشنواره ملی انجمن‌های ادبی (جایزه ملک‌الشعرای بهار) با محوریت «طرح پیشنهادی برای سال ۱۴۰۰» برگزار شد و برگزیدگان خود را شناخت.

دبیر کارگروه امور انجمن‌های ادبی در خصوص این دوره از جشنواره ملی انجمن‌های ادبی اظهار کرد: در چهارمین جشنواره ملی انجمن‌های ادبی در تمامی آثار دریافتی، وجوه ادبی متنوع همچون شعر، داستان و طنز مورد بررسی قرار گرفت و گستره جغرافیایی انجمن‌ها، توجه به جذب گروه‌های مخاطب بیشتر و جدیدتر برای کار فرهنگی و ادبی، توجه به قابلیت‌های فرهنگی هر منطقه و استفاده از ابزارهای ارتباطی جدید ازجمله فضای مجازی از ملاک‌های تأثیرگذار در انتخاب‌‌ طرح‌ها بود.

مدیر دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی خانه کتاب و ادبیات ایران همچنین مطرح کرد: این جشنواره که در دوره چهارم خود شاهد پویایی انجمن‌های ادبی در این رقابت و روندی مثبت و رو به ‌رشد بود، هر سال هم‌زمان با مجمع عمومی انجمن‌های ادبی برگزار می‌شد؛ اما امسال به دلیل شیوع ویروس کووید19 امکان اجرای آن فراهم نشد. امید می‌رود پس از ریشه‌کنی ویروس کرونا و پایداری سلامت جامعه، شاهد بالندگی بیش از پیش مجموعه‌های فعال ادبی و در نتیجه تشکیل سومین مجمع عمومی انجمن‌ها باشیم.

مصطفی راضی جلالی در پایان گفت: در مرحله نخستِ چهارمین جشنواره ملی انجمن‌های ادبی (جایزه ملک‌الشعرای بهار) از بین ۸۳ طرح قابل ‌ِبررسی که در سامانه امور انجمن‌های ادبی دریافت شده بود، در ابتدا ۱۵ طرح به عنوان نامزد انتخاب و در مرحله نهایی ۳ طرح به عنوان طرح برگزیده و ۶ طرح به عنوان طرح شایسته‌تقدیر معرفی شدند.

اسامی برگزیدگان و شایستگان تقدیر چهارمین جشنواره ملی انجمن‌های ادبی (جایزه ملک‌الشعرای بهار) به شرح زیر است:

طرح‌های «نقالی نوجوانان» از سوی انجمن شاهنامه‌خوانی به دبیری اسماعیل تقی‌زاده در استان گلستان، «زنگ داستان کودک» از سوی انجمن ورق‌های خاموش به دبیری ثریا دهقان در استان اردبیل و «پویش ادبی مرهم» از سوی انجمن باغ بهار به دبیری مریم‌ پیله‌ور در استان گیلان به‌عنوان طرح‌های برگزیده معرفی شدند که جایزه هر یک به مبلغ 70 میلیون ریال است.

همچنین طرح‌های «خوش‌تر از همزبانی» از سوی انجمن مهر تایباد به دبیری وحید کریم دادی در استان خراسان رضوی، طرح «جشنواره شعر طنز جنوب» از سوی انجمن عطر لیمو به دبیری فراز امیری در استان هرمزگان، طرح «شب‌های ادبیات ایران و روسیه» از سوی انجمن سرچشمه به دبیری احمدرضا سلیمی در استان مرکزی، طرح «نقد شعر نوجوان» از سوی انجمن شعر و ادب ابرکوه به دبیری فریبا قیومی‌زاده ابرقویی در استان یزد، طرح «داستان‌گویی دوزبانه» از سوی انجمن چومان به دبیری گلاویژ نظریان در استان کردستان و طرح «باشگاه مخاطبان رادیویی» از سوی انجمن خانه شعر گناباد به دبیری عاطفه‌سادات پورهاشمی در استان خراسان رضوی به عنوان طرح‌های شایسته تقدیر چهارمین دوره جایزه ملک الشعرای بهار شناخته شدند که به هریک مبلغ 30‌میلیون ریال اعطا می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...