مرمت نسخه‌ی خطی "خمسه" اثر جاودانه‌ی "نظامی گنجوی" که در کتابخانه‌ی ملی اتریش پیدا شده بود، به پایان رسید.

وزارت فرهنگ و گردشگری جمهوری آذربایجان اعلام کرد، لوح فشرده‌ی این نسخه‌ی مرمت ‌شده در اختیار این وزارتخانه قرار گرفته است. وزارت فرهنگ و گردشگری آذربایجان همچنین عنوان کرد: «نسخه‌ی مرمت‌شده‌ی "خمسه"‌ی "نظامی" - شاعر معروف آذربایجانی [!] - اکنون در نمایشگاهی با عنوان "‌نسخه‌های خطی آذربایجانی" در کتابخانه‌ی ملی اتریش به نمایش درآمده است.»

دولت آذربایجان عنوان کرده است، 17 نسخه‌ی خطی از آثار شاعرانی که فرهنگ کهن آذربایجان را نشان می‌دهند، چندین سال قبل در کتابخانه‌ی ملی اتریش پیدا شده‌ و در ادامه، "نظامی گنجوی"، "صائب تبریزی"، "محمود شبستری" و "خاقانی شروانی" را چهره‌های آذربایجانی نامیده که آثار آنان، نشان‌دهنده‌ی فرهنگ کهن این کشور است!

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آذربایجان (APA)، کار مرمت نسخه‌ی خطی "خمسه" با حمایت حیدر علی‌اف - رییس‌جمهور پیشین جمهوری آذربایجان - انجام شدن است.

نهادهای فرهنگی ایران همچنان درباره این موج چند ساله تصاحب بزرگان ادبیات ایران سکوت کرده‌اند.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...