شاهین اختر [Shaheen Akhtar] نویسنده بنگلادشی برای نگارش رمان «تلاش» [Talaash (Mowla Brothers, 2009)] جایزه ادبی آسیا [Asian Literary Award] را دریافت کرد.

شاهین اختر [Shaheen Akhtar]  «تلاش» [Talaash (Mowla Brothers, 2009)] جایزه ادبی آسیا [Asian Literary Award

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، این جایزه در آخرین روز جشنواره ادبیات آسیا که از ۲۹ اکتبر تا اول نوامبر در گوانگژو کره جنوبی برگزار شد، اعلام شد.

این جایزه به نویسندگانی آسیایی اعطا می‌شود که به زبان مادری خود می‌نویسند. جایزه ادبی آسیا ۱۷ هزار و ۵۰۰ دلار آمریکایی ارزش دارد. به دلیل ویروس کرونا، این جشنواره ادبی امسال به صورت آنلاین برگزار شد. در این جشنواره ۲۹ نویسنده آسیایی شرکت کردند که در بین آنها «هان کانگ»، نویسنده برنده جایزه Man Booker نیز بوده است.

شاهین اختر پیش از این در سال ۲۰۱۵ برنده جایزه ادبی «آکادمی بنگلا» شده بود. وی همچنین چندین جایزه معتبر دیگر نیز در سطح ملی دریافت کرده است. رمان تلاش در سال ۲۰۰۴ در داکا منتشر شد. در سال ۲۰۱۱، یک انتشارات دهلی نو ترجمه انگلیسی از تلاش را به نام «جستجو» منتشر کرد. این رمان توسط پروفسور «سینگ هی جان» به زبان کره‌ای ترجمه و در سال ۲۰۱۸ از کره منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...