رمان نوجوانانه‌ی «قدرت شش» [The power of the six‬] نوشته پیتاکوس لور [Jobie Hughes] منتشر شد.

قدرت شش» [The power of the six‬] نوشته پیتاکوس لور [Jobie Hughes]

به گزارش کتاب نیوز، قدرت شش دومین جلد از مجموعه‌ی میراث لورین است که پیتاکوس لور آن را نوشته و نشر افق این رمان نوجوان را با ترجمه‌ی پیمان اسماعیلیان منتشر کرده است. جلد اول این مجموعه با عنوان «من شماره چهار هستم» پیش از این منتشر شده بود.

پیتاکوس لور نام مستعار جوبی هیوز است. او نویسنده آمریکایی و متولد سال 1980 است. پتیاکوس لور همچنین نام مستعار جیمز فری نویسنده ای دیگر از آمریکا نیز هست.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

شماره‌ی ۴… ۷… ۹… چه کسانی هستند؟ بچه‌‌هایی که از سیاره‌ی لورین به زمین پناه آورده‌اند و با یک طلسم روی پا با هم پیوندی جادویی دارند.
آنها منتظرند مردمِ سیاره‌شان در جنگ با موگادوری‌ها پیروز شوند، ولی هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتد! مهاجمان موفق می‌شوند ساکنانِ لورین را نابود کنند و بعد، به زمین می‌آیند تا این بچه‌ها و پیوند جادویی‌شان.

در بخشی از این داستان آمده است:

فقط شش نفر از ما باقی مانده‌اند.
پنهان شده‌ایم و از دیدار هم پرهیز می‌کنیم،
اما به‌زودی آماده‌ی مبارزه می‌شویم.
آیا پیدا شدن شماره‌ی چهار همان نشانه‌ای است که منتظرش بوده‌ایم؟
شماره‌ی پنج و شش کجا هستند؟
آیا این دختر با موهای پرکلاغی که در خواب می‌بینم، یکی از آن‌هاست؟
آیا او چنان قدرتی دارد که هر شش نفر را دور هم جمع کند؟

پیمان اسماعیلیان‌ مترجم این اثر متولد ۱۳۴۲ است. از جمله آثار ترجمه شده توسط او می توان از این آثار نام برد:
بچه‌های خاص خانه‌ی خانم پریگرین/رنسام ریگز ، مجموعه‌ی افسانه‌های امبر/راجر زلازنی ، شیربان/زیزو کوردر ، آخرین نبرد/کلایواستیپلز لوئیس و عشق در میان مرغ‌ها/پلهام گرنویل وودهاوس

«قدرت شش» نوشته پیتاکوس لور در 372 صفحه و با قیمت 68 هزار تومان راهی بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...