جایزه ادبی «پی‌جی وودهاوس» که برای انتخاب بهترین آثار کمیک و طنز سال اهدا می‌شود، ۶ فینالیست رقابت ۲۰۲۰ را معرفی کرد.

 ۶ فینالیست جایزه ادبی پی‌جی وودهاوس

به گزارش مهر به نقل از بوک سلر، پی جی‌ وودهاس که به عقیده بسیاری عنوان بزرگ‌ترین نویسنده طنز انگلیسی‌زبان در قرن بیستم شناخته می‌شود، با شخصیت‌هایی که خلق کرده و با گفتار آنها در زبان و متدولوژی انگلیسی جای خاصی دارد.

جامعه ادبی بریتانیا با اهدای جایزه‌ای به نام وی از بخش طنز داستان‌سرایی تجلیل می‌شود و این تنها جایزه‌ای است که به نوشته‌های طنز در بریتانیا تعلق می‌گیرد.

اعضای هیات داوران این جایزه امسال از میان ۶۹ اثر که همه آنها بین یکم ژوئن سال پیش تا ۳۱ ماه می امسال منتشر شده‌اند، نامزدهای خود را انتخاب کردند.

جایزه‌ی آثار برتر، یک مجموعه متشکل از ۵۲ جلد از آثار وودهاوس است.

سال پیش نینا استایب برای «دلایل سرخوش بودن» از انتشارات پنگوئن این جایزه را از آن خود کرد. در میان فینالیست‌های امسال برای نخستین بار یک رمان گرافیکی جای گرفته و هانا روتچایلد نیز برای دومین بار به میان فینالیست‌های این جایزه راه یافته است. نام برنده ۲۴ ژوئن اعلام می‌شود.

فینالیست‌ها عبارتند از:

«پوسته» نوشته متیو دولی از پنگوئن رندوم هاوس
«احمق» نوشته اویسین فاگان از انتشارات هچت
«قوانین ملاقات» نوشته جسیکا فرانسیس کین از انتشارات گرانتا
«آب و هوا» نوسته جنی اوفیل از انتشارات گرانتا
«٪۴۶ بهتر از دیو» نوشته آلیستر پودیک از انتشارات راون کرست بوکز
«خانه ترلاونی» نوشته هانا روتچیلد از انتشارات بلومزبری

نخستین جایزه این رقابت سال ۲۰۰۰ به هاوارد جیکوبسون برای «رقصنده توانای والس» اهدا شد. پل تاردی، تری پرچت، ایان مک اوان، جاناتان کو، الکساندر مک کال اسمیت و هانا روتچایلد از دیگر برندگان این رقابت در سال‌های پیش بودند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...