چاپ جدید کتاب «هفتاد سال عاشقانه» اثر محمد مختاری توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

هفتاد سال عاشقانه محمد مختاری

به گزارش خبرنگار مهر، این‌کتاب طی سال‌های گذشته، توسط ناشران مختلف به چاپ رسیده و حالا چاپ جدیدش توسط این‌ناشر وارد کتابفروشی‌ها شده است.

این‌کتاب دربرگیرنده گزیده اشعار عاشقانه‌ای است که به‌روش مثلثی انتخاب شده‌اند. اضلاع این‌مثلث عبارت‌اند از حد عام قابل‌قبول، قدرت نمایندگی شعر از طرف شاعر و نظر شخصی گردآورنده. او در گزینش خود از اشعار عاشقانه شاعران دهه‌های اخیر، در پی درک حضور دیگری بوده و تلاش کرده همه گرایش‌های شعر عاشقانه معاصر را در این‌کتاب منعکس کند.

نگارنده و گردآورنده کتاب در ابتدا مقاله‌ای با عنوان «ذهنیت غنایی معاصر» آورده که در آن، روش گزینش خود را تشریح کرده و مفهوم عشق را در دو ساحت ادبیات کلاسیک و شعر معاصر کند و کاو کرده است. او همچنین تفاوت بنیادین هر دو مفهوم موردنظر را در شعر فارسی از دو دیدگاه عشق و انسان بیان کرده است. این‌کتاب را یکی از کامل‌ترین آنتولوژی‌های شعر عاشقانه معاصر فارسی می‌دانند.

کتاب «هفتاد سال عاشقانه» دو بخش اصلی دارد که بخش اول، نوشته‌های مختاری را در دو مطلب «روش گزینش» و «ذهنیت غنایی معاصر» شامل می‌شود. بخش دوم هم «گزینه شعر» است که گزیده اشعار عاشقانه این‌شاعران را در بر می‌گیرد:

نیما یوشیج، حبیب ساهر، ژاله اصفهانی (سلطانی)، منوچهر شیبانی، ه.ا.سایه (هوشنگ ابتهاج)، شین.پرتو (علی شیرازپور)، سهراب سپهری، احمد شاملو، گلچین گیلانی (مجدالدین میرفخرایی)، محمدعلی اسلامی ندوشن، سیمین بهبهانی، فریدون توللی، مهدی اخوان ثالث (م.امید)، هوشنگ ایرانی، اسماعیل شاهرودی (آینده)، غلامحسین غریب، فریدون کار، نصرت رحمانی، نادر نادرپور، منوچهر نیستانی، هوشنگ بادیه‌نشین، محمد زُهَری، فروغ فرخزاد، محمود مشرف آزاد تهرانی، فریدون مشیری، لعبت والا (شیبانی)، فرخ تمیمی، اسماعیل خویی، پرویز داریوش، اسماعیل رها، ‌ محسن هشترودی، سیاوس کسرایی، یدالله مفتون امینی، شرف‌الدین خراسانی (شرف)، حسن هنرمندی، فریدون رهنما، منوچهر آتشی، یدالله رویایی، محمود کیانوش، احمدرضا احمدی، رضا براهنی، ‌ بیژن جلالی، طاهره صفارزاده، حمید مصدق، اسماعیل نوری علاء، پرویز خائفی، محمدعلی سپانلو، تقی هنرور شجاعی، پرویز ناتل خانلری، داود رمزی، فرهاد شیبانی، سیروس آتابای، محمدرضا اصلانی، منصور اوجی، محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)، علیرضا طبایی، جواد مجابی، سیاوش مطهری، مهدی اخوان لنگرودی، بهمن صالحی، صفورا نیری، پرویز اسلامپور، علی باباچاهی، شهرام شاهرختاش، شاهرخ صفایی، سیروس مشفقی، فروغ میلانی، علیرضا نوری‌زاده، سعید سلطانپور، کامبیر صدیقی، جعفر کوش‌آبادی، نعمت میرزازاده (م. آزرم)، میمنت میرصادقی (م. آزاده)، امیرحسین افراسیابی، منصور برمکی، احمد بهشتی، حشمت جزنی، محمد حقوقی، ‌ جعفر حمیدی، مینا دستغیب، علی قلیچ‌خانی، لیلا کسری (افشار)، علی موسوی گرمارودی، علی مقیمی، هوتن نجات، غلامحسین نصیری‌پور، مجید نفیسی، فاروق امیری، شاپور بنیاد، ضیاءالدین ترابی، احمدرضا چه کنی، مینا اسدی، مهستی بحرینی، شهین حنانه، اورنگ خضرایی، حمیدرضا رحیمی، تورج رهنما، کاظم سادات اشکوری، ‌ محمود سجادی، جلال سرافراز، محمدرضا فشاهی، عبدالجواد محبی، حسین منزوی، محسن میهن‌دوست (م. دوست)، سیروس نیرو، احمد ابراهیمی، حسن حاتمی، ب. خرمشاهی، کبری سعیدی (شهرزاد)،‌ بتول عزیزپور، جعفر محدث، پرتو نوری علاء، اسماعیل یوردشاهیان، ژاله مهدوی، میرزا آقا عسگری، روشن رامی، محمدعلی شاکری یکتا، محمود شجاعی، حسین صفاری‌دوست، عمران صلاحی، عبدالله کوثری، پروانه میلانی، فیروز ناجی، همایونتاج طباطبایی، ضیاء موحد، احمد فریدمند (الف - روز)، محمدباقر کلاهی اهری، شمس لنگرودی (محمد جواهری)، مهین خدیوی، عظیم خلیلی، کامیار شاپور، ناهید کبیری، محمد مختاری، کیومرث منشی‌زاده، محمد اسدیان، پرویز اوصیاء، علیرضا پنجه‌ای (گویا)، حسن حسام، نسیم خاکسار، محمد خلیلی، رضا دبیری جوان، کیانوش شمس اسحاق، کمال رفعت صفایی، عدنان غریفی، فریدون فریاد (رحیمی)، فیروزه میزانی، رضا افضلی، مندو پارسی، کیاندخت پرتوی، فریده حسن‌زاده، شهاب مقربین، قاسم هاشمی‌نژاد، آریا آریاپور، محمدتقی خاوری، م. ساغر، عباس عارف، ‌ محمود فلکی، یارمحمد اسدپور، کامران بزرگ‌نیا، مرتضی ثقفیان، فرامرز سلیمانی، احسان طبری، هرمز علی‌پور، صمد طاهری، علی‌اکبر گودرزی طائمه، یحیی هاشمی، سیدعلی صالحی، مرسده لسانی، محمد وجدانی، اکبر اکسیر، عزیز ترسه، حسن فدایی، قیصر امین‌پور، سیروس شمیسا، مهرداد فلاح، یوسفعلی میرشکاک، سلمان هراتی، کسری حاجی سیدجوادی، خاطره حجازی، ابوالقاسم فرقانی، فریدون گیلانی، ژیلا مساعد، ندا آبکاری، مسعود احمدی، نوذر پرنگ، فرشته ساری، شیده تامی، کامران جمالی، هادی آبرام، گیتی خوشدل، ‌ اسدالله شعبانی، احمدرضا قایخلو، منوچهر کوهن، حسین محمودی، نسرین جافری، شاپور جورکش، ‌ عبدالعلی عظیمی، فهیمه غنی‌نژاد، قدسی قاضی‌نور، غلامرضا مرادی، نازنین نظام‌شهیدی، رضا چایچی، کسرا عنقایی، کیوان قدرخواه.

پس از بخش دوم کتاب، بخش فهرست‌ها می‌آید که ۳ فهرست را با این‌عناوین شامل می‌شود: فهرست منابع دیباچه، فهرست شعر معاصر و فهرست الفبایی شاعران.

این‌کتاب با ۸۱۸ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۱۳۴ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...