مهر: کتاب «غزلهای حافظ» که در زمان انتشار چاپ نخست واکنش‌های زیادی را برانگیخت و بسیاری از حافظ پژوهان آن را نسخه‌ای جعلی از غزل‌های خواجه شیراز خواندند، دوباره به زیر چاپ رفت. شهرداد میرزایی، مدیر انتشارات دیبایه در این باره گفت: چاپ دوم «غزل‌های حافظ» در 3 هزار نسخه تا شهریور ماه منتشر می‌شود.

بسیاری از نسخه‌های چاپ نخست این کتاب دو سال پیش و در همان روزهای اول توزیع به فروش رفت و اخیراً مجوز چاپ دوم آن صادر شده و به زیر چاپ رفته است. چاپ دوم این کتاب این بار با اضافات و ملحقاتی توسط ناشر چاپ اولش (انتشارات دیبایه) عرضه می‌شود؛ در ویراست جدید «غرل‌های حافظ» کل متن نسخه اصلی که کتاب از روی آن نوشته شده بود، اضافه شده است.

همچنین علی فردوسی که برای نخستین بار نسخه مربوط به این غزل‌ها را در کتابخانه بادلیان دانشگاه آکسفورد دیده و آن را در این کتاب آورده بود، در چاپ دوم آن شرحی مبسوط درباره بازتاب‌ها و واکنش‌ها به انتشار این کتاب نوشته است.

دیماه سال 88 و به هنگام انتشار خبر کشف این غزل‌ها به عنوان «قدیمی‌ترین نسخه از غزلهای حافظ» چشم‌های همه حافظ‌ پژوهان به رونمایی از این نسخه خیره شده بود اما انتشار این اثر در بازار کتاب ایران، واکنش‌های زیادی را برانگیخت و پژوهشگران مشهوری از جمله ضیاء موحد و بها‌ءالدین خرمشاهی، آن را نسخه‌ای جعلی از غزل‌های خواجه شیراز خواندند.

گفته می‌شود نسخه‌ اصلی کتاب مذکور مربوط به سالهای 791 و 792 هـجری قمری و همزمان با آخرین روزهای زندگی حافظ است و در واقع این نسخه مدعی است که تنها نسخه غزل‌های حافظ در زمان حیات اوست.
 

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...