کتاب «دیوان دیو» نوشته مهرک‌علی صابونچی برای پنجمین بار منتشر شد. این کتاب یک اثر پژوهشی و مستند درباره موجودات اسطوره‌ای و افسانه‌ای در فرهنگ ایران است.

دیوان دیو» نوشته مهرک‌علی صابونچی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «دیوان دیو» یک اثر پژوهشی و مستند درباره موجودات اسطورهای و افسانه‌ای در فرهنگ ایران است. این کتاب به عنوان یک فرهنگ‌نامه تخصصی، موجودات فراطبیعی مانند دیوان، پریان، جنیان، شیاطین، غول‌ها و اژدهایان را بر اساس متون اساطیری، دینی زردشتی و مانوی، متون حماسی، و نیز اثراتی از دوران اسلامی بررسی و تحلیل می‌کند.

مهرک علی صابونچی که دکترای فرهنگ و زبان‌های باستانی دارد، در این کتاب با استفاده از منابع متعدد مانند متون پهلوی، فارسی میانه، اوستا، و همچنین پژوهش‌های میدانی به گردآوری و تحلیل جامع این موجودات پرداخته است. او سعی کرده تا حد امکان مستقیماً به متن‌های اصلی مراجعه کند و اطلاعات پراکنده را در قالبی منسجم و نظام‌مند ارائه دهد. کتاب بر اساس دوره‌های متنی مختلف (زرتشتی، مانوی، حماسی و اسلامی) نوشته شده و برای هر موجود، ریشه شناسی، ویژگی‌های ظاهری و رفتاری، و داستان‌های مربوط آورده شده است.

ساختار کتاب منظم است و فصل‌های آن به هر یک از این موجودات اختصاص یافته اند. علاوه بر شرح داستان‌ها و روایات، تحلیل‌های متنی و تاریخی هم ارائه شده تا خواننده بهتر با معانی و ارزش‌های فرهنگی پنهان در این باورها آشنا شود. سبک نگارش کتاب هنرمندانه و پژوهشی است که اصالت متون قدیمی را حفظ کرده و آنها را برای خواننده معاصر قابل فهم می‌کند.

در بخشی از کتاب و در تعریف دیو می‌خوانیم:

«دیو: موجود شرور زیان کار ترسناکی است که دشمن جهان نیکی و روشنی و نیروهای آن به شمار می‌رود. کار دیوان آسیب و تباهی رساندن به آفرینش و مردمان و جهان است. آنها وارونه کار و بدکردارند و همه گونه بدی و پلیدی در آنها نمود یافته است. دیوان در آغاز و دیو، یعنی موجود زبان کار و شرور نبودند، بلکه طبقه‌ای از خدایان به شمار می‌رفتند و از اعتبار و ارزش خدایگانی برخوردار بودند، ولی رفته رفته ویژگی‌ها و خویش کاری‌هایشان دگرگون شد و به نیروهای تاریکی و شر تبدیل شدند.
نزد اقوام هندی و ایرانی گروهی از خدایان جنگجو و ترسناک به نام دیوها (دَیوَها) وجود داشتند. هنگامی که ایرانیان از هندیان جدا می‌شدند، دیوها هنوز نزد آنان اعتبار و مقام خدایی داشتند براساس متون ودایی که از کهن‌ترین اسناد هندی و ایرانی است خدایان به سه دسته‌ی «اَسُورَها، دَیوَها (دیوها) و خدایان مظهر طبیعت تقسیم می‌شدند. اَسورَها که بعداً در ایران از آنان با نام آهورها یاد می‌شود، خدایانی بزرگ و مقتدر بودند، اما دیوها خدایانی جنگجو و خشن به شمار می‌آمدند. «مهر» و «ورونه» در شمار اَسورَها قرار داشتند و «ایندرَ» (بنگرید به اندر) و وایو (بنگرید به وای بد) در شمار دیوها بودند.»

صابونچی علاوه بر کتاب «دیوان دیو»، آثار دیگری نیز نوشته که به موضوعات فرهنگ، اسطوره‌شناسی، و ادبیات فارسی می‌پردازند. برخی از کتابهای مهم او عبارتند از رساله صد دیو، رساله موش و گربه، هرمزد بود و اهریمن نبود، هفت خان رستم (با همکاری علی اکبر صادقی)، رساله عشق و عاشقی، هستی ایزدان و نیستی دیوان.

چاپ پنجم دیوان دیو با قیمت ۹۵۰ هزار تومان در ۶۸۸ صفحه و قطع رقعی توسط نشر چرخ از خانواده انتشارات چشمه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...