فرهاد تیمورزاده، مدیر انتشارات تیمورزاده در گفت‌وگو با ایبنا، با اعلام خبر آتش‌سوزی در انبار کتاب‌های این انتشارات گفت: در حادثه آتش‌سوزی (سه‌شنبه هفتم آبان) بیش از یک میلیون و 530 هزار جلد کتاب و پوستر علمی و آموزشی آتش گرفت و سوخت.
 
وی افزود: این انبار 540 متر مربعی در شهرک صنعتی کارا حوالی شهر قرچک قرار داشت و طبق گفته سازمان آنش‌نشانی علت آتش‌سوزی اتصال سیم‌های برق انبار بوده است.
 
تیمورزاده با اشاره به میزان خسارت وارد شده به این انتشارات، گفت: از میان کتاب‌های سوخته شده، 1100 عنوان کتاب پزشکی دانشگاهی، 220 عنوان کتاب حوزه سلامت عمومی، 280 عنوان کتاب کودک و نوجوان و 350 عنوان پوستر علمی و آموزشی بوده‌اند.
 

 وی تاکید کرد: متاسفانه در این حادثه آتش‌سوزی 24 میلیارد و یکصد میلیون تومان خسارت مالی به انتشارات وارد شده است.
 
توصیه‌هایی به ناشران
تیمورزاده با بیان اینکه متاسفانه این انبار سیستم اعلام حریق نداشت، عنوان کرد: این آتش‌سوزی ساعت 5 صبح روز سه‌شنبه 7 آبان رخ داد ولی به دلیل اینکه امکانات آتش‌نشانی منطقه برای مهار این آتش‌سوزی کافی نبود، عملیات اطفای حریق با دریافت کمک از مناطق همجوار مثل پاکدشت تا ساعت 17 ادامه داشت.
 
وی ادامه داد: البته معادل 10 درصد کتاب‌های این انبار تحت بیمه آتش‌سوزی، انفجار، صاعقه، ضایعات ناشی از آب باران و ذوب برف قرار داشت اما توصیه من به همکاران این است که 100 درصد بهای پشت جلد کتاب‌ها یا بهای فروش کتاب‌ها را بیمه کنند.
 
تیمورزاده با بیان اینکه همکاران ناشر اشتباه ما را تکرار نکنند، گفت: بهتر است همکاران موجودی کالا در انبارهایشان را در طول سال رصد کنند و اگر تعداد آن‌ها افزایش پیدا کرد از نمایندگی بیمه برگه تکمیل و الحاقیه بیمه‌نامه درخواست کنند.  
 
مدیر انتشارات تیمورزاده با بیان اینکه با وجود خسارت مالی سنگین به کار خود ادامه خواهیم داد، گفت: در این زمینه یک برنامه بلندمدت پنج ساله برای تکمیل و ادامه فعالیت برای بازتولید این 1500 عنوان در دست داریم که امیدواریم به‌زودی محقق شود.
 به گفته وی، همچنین یک برنامه کوتاه مدت یک‌ساله نیز پیش‌بینی شده است که در آن تولید 400 عنوان کتاب در نظر گرفته شده تا 150 عنوان از مجموعه پزشکی دانشگاهی، سلامت عمومی و کودک و نوجوان را تا نمایشگاه کتاب تهران تولید کنیم.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...