کتاب «آیه‌های آه» برگرفته از زندگی و کار فروغ فرخزاد بعد از ترجمه به زبان ترکی استانبولی در بازار کشور ترکیه منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «آیه های آه» که شامل ناگفته هایی از زندگی و کار فروغ فرخزاد را تشکیل می دهد و ناصرصفاریان بر اساس گفت و گوهایش برای ساخت فیلم های مستند «سه گانه فروغ فرخزاد» آن را گردآوری کرده است بعد از ترجمه به زبان ترکی استانبولی روانه بازار نشر در کشور ترکیه شد. صفاریان این گفت و گوها را برای ساخت مستندهای «سرد سبز» (بخش زندگی و شخصیت)، «جام جان» (بخش شعرهای فروغ) و «اوج موج» (فعالیت های سینما و تئاتری فروغ) انجام داده است. 

کتاب آیه های آه شامل این مطالب است: «قبل از آغاز» ناصر صفاریان، «ازدواج زودهنگام دختر بازیگوش» بتول وزیری‌تبار، «جمهوری‌خواهی و تفکر چپ» امیرمسعود فرخ‌زاد، «کتک‌ زدن پسرهای محله» پوران فرخزاد، «سخت‌گیری‌ خانواده شاپور» منوچهر آتشی، «سیمای معترض» م. آزاد، «اسطوره‌ای میان غلو و جفا» آیدین آغداشلو، «فروغ و برتولوچی: نجات محکومان» احمدرضا احمدی، «سیلی شانزدهم» پرویز بهرام، «سایه سینما بر شعر» سیمین بهبهانی، «عشق و استعداد بازیگری» بهرام بیضایی، «خسته از تکرار» پرویز پورحسینی، «حال و هوای روزهای آخر» جلال خسروشاهی، «بازی‌هایی که دیده نشد» محمدعلی سپانلو، «رک‌گویی و شهامت خانوادگی» خسرو سینایی، «تنهایی و اندوه شعر گفتن» پوران صلح‌کل (طاهباز)، «نوشتن گفتار «موج و مرجان و خارا»» امیرهوشنگ کاووسی، «رقص در عروسی جذامی‌ها» امیر کراری، «نقش حسرت» پرویز کلانتری، «مرگ فروغ: مرگ گلستان» کاوه گلستان، «آغازگر زبان گفتار» هوشنگ گلشیری، «مهم، ولی نه فوق‌العاده» هوشنگ گلمکانی، «هیاهوی نخستین شعر» فریدون مشیری، «قرار الماس ۳۳» داریوش مهرجویی، «خانه سیاه است: نسخه اصل» ناصر صفاریان، سالشمار و نکته‌هایی از زندگی فروغ‌ فرخزاد و عکس‌ها.

در نوشته پشت جلد کتاب نیز آمده است:
نخستین‌ سال‌های دهه شصت بود. دوره دبستان را می‌گذراند. دلش می‌خواست هرچه زودتر بزرگ شود. هرچند که بعدها پشیمان شد و فهمید دنیای بزرگ‌ترها چه اندازه تلخ و تیره و بی‌رحم است. دفترچه‌ای داشت که در ان چیزهایی می‌نوشت. چیزهایی که فکر می‌کرد مهم است و باید از بزرگ‌ترها بپرسد. یک بار به عبارتی برخورد که نام فروغ بر خود داشت. فروغ فرخزاد. «افق عمودی است و حرکت، فواره‌وار». خیلی با خودش کلنجار رفت، نمی‌فهمید افق چگونه می‌تواند عمودی باشد. فروغ از همانجا برایش سوال شد و همه چیز از همانجا شروع. از همان کودکی. از دبستان، از همان نخستین سال‌های دهه شصت...

کتاب آیه های آه توسط دریا اندر و مقبوله ارس عیوضی ترجمه شده است و انتشارات یاپی کردی آن را منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...