امکان دسترسی رایگان به برخی آثار مرجع و تخصصی انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی برای عموم علاقه‌مندان (بدون شرط عضویت) فراهم شد.

دسترسی رایگان به برخی آثار مرجع کتابخانه ملی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با توجه به شیوع ویروس کرونا و تعطیلی دانشگاه‌ها و نبود امکان مناسب به منابع فیزیکی، دسترسی رایگان به منابع اصلی و مرجع انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی در حوزه آرشیو، اسناد، کتابداری و نسخه پژوهی به همت اداره کل پژوهش و آموزش سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران فراهم شد.

پژوهشگران، اساتید، دانشجویان و دیگرعلاقه‌مندان برای استفاده از این منابع رایگان و دسترسی برای مشاهده یا دریافت فایل pdf می توانند به صورت رایگان به این منابع دسترسی پیدا کنند.

این دسترسی رایگان به منابع اصلی و مرجع انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در حوزه آرشیو، اسناد، کتابداری و نسخه پژوهی فراهم شده و می توان گفت که این مجموعه از جمله منابع اصلی و مورد نیاز آرشیویست ها، کتابداران و دانشجویان است.

لازم به توضیح است که دسترسی به این منابع برای عموم امکان پذیر است به طوری که برای مشاهده و دریافت نسخه pdf کتاب ها و دیگر منابع ضرورتی بر عضویت افراد در کتابخانه ملی ایران وجود ندارد. علاقه‌مندان برای دریافت راهنمای ورود به این سامانه و بهره‌مندی بر این نشانی کلیک کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...