چاپ یازدهم کتاب «نگارش فیلمنامۀ کوتاه» [‎Writing short scripts] تألیف ویلیام اچ فیلیپس[Philips, william H] با ترجمۀ عباس اکبری از سوی انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

نگارش فیلمنامه کوتاه» [‎Writing short scripts] تألیف ویلیام اچ فیلیپس[Philips, william H]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب درصدد است خوانندۀ علاقه‌مند را برای نوشتن فیلم‌نامۀ کوتاه یاری کند؛ فیلم‌نامه‌ای که امکان تولید محلی در حد متوسط را داشته باشد. البته بسیاری از رهنمودهای آن برای نگارش فیلم‌نامه‌های بلند هم مفید است، اما تأکید بر نوشتن فیلم‌نامه‌های حدوداً سی‌صفحه‌ای است.

مخاطبان این کتاب فیلم‌نامه‌نویسان تازه‌کار، فیلم‌سازان و ویدئوسازان، و دانشجویانی هستند که قرار است فیلم کوتاه بسازند. کسانی که قصد دارند فیلم‌نامۀ بلند بنویسند با این کتاب راه می‌افتند؛ کسانی هم که قصد دارند فیلم داستانی کوتاه بنویسند با بهره گرفتن از این کتاب در وقت و پول خود صرفه‌جویی خواهند کرد.

چاپ یازدهم این اثر در ۱۹۹ صفحۀ رقعی، شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۴۰.۰۰۰ تومان توسط انتشارات سروش در اختیار علاقمندان به مباحث این حوزه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...