نمایشنامه «نلی زاکس هرگز به دریا نمی‌رسد» [Nelly Sachs kommer aldrig fram till havet] اثر سارا استریدسبری [Sara Stridsberg] با ترجمه و انتخاب محمد حامد توسط نشر روزنه منتشر شد.

نلی زاکس هرگز به دریا نمی‌رسد» [Nelly Sachs kommer aldrig fram till havet] اثر سارا استریدسبری [Sara Stridsberg]

به گزارش کتاب نیوز، سارا بریتا استریدسبَرْی متولد ۲۹ اوت ۱۹۷۲ است. او رمان‌نویس، نویسنده و مترجم، و شاعر اهل سوئد است.
استریدسبَری در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۶ به عضویت آکادمی نوبل سوئد برگزیده شد و کرسی شماره ۱۳ این آکادمی را در اختیار گرفت، اما در ۲۷ آوریل ۲۰۱۸، درپیِ انتقادهایی به نحوه‌ی برخورد آکادمی با رسوایی اخلاقیِ همسر یکی از اعضا، به نشانه‌ی حمایت از سارا دانیوس، عضو دیگرِ آکادمی، از سمت خود استعفا و آکادمی را ترک کرد.

از آثار معروفِ استریدسبَری می‌توان به دومین رمانِ او به نام دانشکده‌ی رؤیا (Drömfakulteten) (۲۰۰۶) اشاره کرد. او تاکنون چند جایزه‌ی معتبر ادبی دریافت کرده‌است.

ناشر در معرفی این نمایشنامه آورده است:

ادبیاتِ نمایشی در سوئد، در زنده‌ترین دوره‌ی اعتلای خود به سر می‌برد. تا همین اواخر، یعنی سه چهار دهه پیش، تنها یکی دو صدا بر صحنه‌ی تئاتر سوئد یکٌه‌تازی می‌کرد. اکنون اما روزی نیست که صدای تازه‌ای از گوشه و کنار این وادی بر نخیزد و نمایشنامه‌نویس تازه‌نفسی در این فرمِ ادبی ظهور نکند! فضای ساکن و گروتسکِ آهستگی در آندانته، واقع‌گراییِ وهم‌آلودِ کلکسیونر و همچنین دنیای ذهنیِ واخوردگان، در نمایشِ نلی زاکس هرگز به دریا نمی‌رسد، و همین‌طور ملودرامِ غیر معمولِ دَد، نشان از تنوعِ صداهایی‌ست که کلیشه‌های متداول گذشته را دور ریخته و پا به فضاهای بکر و تازه ای نهاده که تاثیرِ ژرفی بر سبکِ اجرای تئاترِ امروزِ این سرزمین گذاشته است. انتشارِ این مجموعه تلاشی‌ست در جهتِ معرفی این صداهای تازه.

نمایشنامه «نلی زاکس هرگز به دریا نمی‌رسد» اثر سارا استریدسبری در 186 صفحه و با قیمت 37 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان به آثار نمایشی قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...