امیر نجفی، طراح گرافیک و مدیر هنری نشر مهرک، به‌عنوان تنها برنده جایزه بهترین طراحی جلد کتاب در نمایشگاه بین‌المللی «Image of the Book» مسکو معرفی شد.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این رویداد بین‌المللی هر ساله با حمایت آژانس فدرال مطبوعات و ارتباطات جمعی روسیه و با همکاری انجمن تصویرگران و طراحان کتاب مسکو برگزار می‌شود. نمایشگاه «Image of the Book» از سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرده و از سال ۲۰۱۷ به شکل بین‌المللی ادامه یافته است. تاکنون حدود یک‌هزار هنرمند از کشورهای مختلف موفق به کسب جوایز این رقابت شده‌اند.

در این نمایشگاه، آثار در شش بخش شامل بهترین تصویرسازی آثار داستانی، بهترین تصویرسازی کتاب کودک، بهترین کتاب تصویری، بهترین طراحی کتاب، بهترین تصویرسازی آثار غیرداستانی و هنرمندان جدید داوری می‌شوند. امیر نجفی در بخش بهترین طراحی کتاب، برای طراحی جلد مجموعه‌ای از کتاب‌های انتشارات مهرک، موفق به دریافت این جایزه شده است.

جلدهای منتخب این مجموعه شامل کتاب‌های «سلفی با میرزا»، «زمستان بی‌شازده»، «مثل دست‌های مادرم» و «پسری که کلاغ شد» است که همگی توسط انتشارات مهرک منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...