امیر نجفی، طراح گرافیک و مدیر هنری نشر مهرک، به‌عنوان تنها برنده جایزه بهترین طراحی جلد کتاب در نمایشگاه بین‌المللی «Image of the Book» مسکو معرفی شد.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این رویداد بین‌المللی هر ساله با حمایت آژانس فدرال مطبوعات و ارتباطات جمعی روسیه و با همکاری انجمن تصویرگران و طراحان کتاب مسکو برگزار می‌شود. نمایشگاه «Image of the Book» از سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرده و از سال ۲۰۱۷ به شکل بین‌المللی ادامه یافته است. تاکنون حدود یک‌هزار هنرمند از کشورهای مختلف موفق به کسب جوایز این رقابت شده‌اند.

در این نمایشگاه، آثار در شش بخش شامل بهترین تصویرسازی آثار داستانی، بهترین تصویرسازی کتاب کودک، بهترین کتاب تصویری، بهترین طراحی کتاب، بهترین تصویرسازی آثار غیرداستانی و هنرمندان جدید داوری می‌شوند. امیر نجفی در بخش بهترین طراحی کتاب، برای طراحی جلد مجموعه‌ای از کتاب‌های انتشارات مهرک، موفق به دریافت این جایزه شده است.

جلدهای منتخب این مجموعه شامل کتاب‌های «سلفی با میرزا»، «زمستان بی‌شازده»، «مثل دست‌های مادرم» و «پسری که کلاغ شد» است که همگی توسط انتشارات مهرک منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...