نمایشنامه «تراژدی قیصر» [‎Julius Caesar] شکسپیر برای هفتمین نوبت از سوی انتشارات علمی و فرهنگی تجدید چاپ شد.

تراژدی قیصر [‎Julius Caesar] شکسپیر [Shakespeare, William]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «تراژدی قیصر» نخستین تراژدی بزرگ شکسپیر شاعر و نمایشنامه‌نویس شهیر انگلستان است.

مضمون این نمایشنامه از تاریخ روم باستان گرفته شده است و به ماجرای همدست شدن جمعی از آزادی‌خواهان رومی علیه قیصر و قتل او که پس از فتح اسپانیا قدرت بسیاری به دست آورده است، اشاره می‌کند.

نکته جالب توجه در این تراژدی همدستی بروتوس دوست شریف و آزاده قیصر با آزادی‌خواهان و مشارکت در قتل اوست که در نهایت نیز با رقم خوردن سرگذشتی شوم و غم‌انگیز برای آنها همراه می‌شود. منتقدان این نمایشنامه را در بخش‌های متعددی نمایشگر اوج فصاحت شکسپیر در بهره‌برداری از زبان انگلیسی می‌پندارند و بر این باورند که او درد توصیف خصایص اخلاقی قهرمانان و پروراندن سرگذشت غم‌انگیز آنها در این اثر بسیار ممتاز عمل کرده است.

شکسپیر در این تراژدی پس از مرگ قهرمان، داستان را ادامه داده است تا به سرنوشت قاتلان قیصر نیز اشاره کند و از او تصویر امپراطوری را به نمایش بکشد که حتی پس از مرگ نیز روح وی بر کشورش حکمرانی می‌کند.

این نمایشنامه برای نخستین بار در سال ۱۳۳۷ با ترجمه فرنگیس شادمان منتشر شد و به تازگی برای هفتمین نوبت تجدید چاپ شده است.

این اثر در نوبت تازه انتشار در ۱۷۰ صفحه با قیمت ۱۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...