چاپ دوم کتاب «سیاست ادبیات: تزهایی درباره نوشتار» نوشته فرید قدمی توسط نشر روزنه منتشر شد.

به گزارش مهر، نشر روزنه دومین چاپ کتاب «سیاست ادبیات: تزهایی درباره‌ی نوشتار» نوشته فرید قدمی را به بهای ۱۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب که جنجال‌های زیادی به پا کرد در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و برای مدتی نیز در صدر پرفروش‌های فروشگاه‌های کتاب در تهران بود. 

این کتاب شامل تزهایی درباره ادبیات است که از خلال قرائت آثاری از مولوی، رمبو، جویس، دریدا و... به مفاهیمی همچون «کمونیسم ادبی» و «نوشتن در مقام ترجمه» می‌پردازد.  همچنین بنیاد جهانی الیاس کانتی قصد دارد تا ترجمه این اثر را به زبان بلغاری در سال ۲۰۲۰ منتشر کند. ترجمه این کتاب از انگلیسی به بلغاری را ولینا مینکوف، نویسنده مشهور بلغاری، به عهده خواهد داشت. تازه‌ترین اثر مینکوف رمان «رهبر بزرگ به دیدن‌مان می‌آید» است که توسط انتشارات اکته سود به زبان فرانسه منتشر شده است. این رمان روایت دختری نوجوان از حضور و تجربه‌هایش در کره شمالی است.

از قدمی تا امروز چهار رمان و دو کتاب در حوزه نقد منتشر شده است. بیش از سی عنوان ترجمه نیز از او در ایران منتشر شده است که از جمله آنها می‌توان به ترجمه رمان مشهور «اولیس» از جیمز جویس اشاره کرد که با استقبال مخاطبان در دو ماه به چاپ پنجم رسید. «هایکوهای آمریکایی» و «دور از بودا» هر دو اثر جک کروآک، «ای ناخدا ناخدای من» اثر والت ویتمن، «یکی آمریکا را به باد داد» نوشته امیری باراکا، «جلجتا» و «گربه و ماه» هر دو از ویلیام باتلر ییتس، «ویلارد و جایزه‌های بولینگ‌اش: یک رمان زیادی جنایی» اثر ریچارد براتیگان، «روزهای آرام در کلیشی» اثر هنری میلر، «خفاش‌ها در آستانه خودکشی» اثر سمیح القاسم و «جوراب ساق بلند سفید» اثر دی. اچ. لارنس، از دیگر ترجمه‌های منتشر شده قدمی است.

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...