دیپلماسی بازی‌های دیجیتال: مفهوم‌شناسی، جایگاه و ارزیابی

کتاب «دیپلماسی بازی‌های دیجیتال: مفهوم‌شناسی، جایگاه و ارزیابی» نوشته اکبر نصراللهی (رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ‌ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامی) و فرزانه شریفی (مدیر انستیتو ملی بازی‌سازی) منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در هفت فصل بازی‌های دیجیتال از واژه‌شناسی تا تاریخچه، ‌اقتصاد بازی‌ها و سپس مطالعه تحلیلی بازی‌های دارای بار ایدئولوژی سیاسی و فرهنگی را شامل می‌شود و توسط بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای منتشر شده است.

در معرفی کتاب «دیپلماسی بازی‌های دیجیتال» عنوان شده است: این کتاب به عنوان نخستین اثر ملی در حوزه مطالعه سیاسی بازی‌های دیجیتال، ضمن ارائه مبانی نظری و گردآوری کاملی از دیدگاه‌های پژوهشگران داخلی و بین‌المللی این زمینه، به تحلیل یکی از مهم‌ترین بازی‌های سیاسی جهان یعنی «بازی ندای وظیفه» می‌پردازد.

این اثر با رویکرد تلفیق دیپلماسی و بازی برای پژوهشگران بعدی به رشته تحریر درآمده است و مولفان آن بر این باورند که ظرفیت بازی برای انتقال ایدئولوژی‌های فرامتنی فرهنگی، دینی و اجتماعی بسیار عمیق و در عین حال گسترده است و باید تهدیدها و فرصت‌های توامان این رسانه را با هم پذیرفت و از آن برای «بازنمایی مقتدرانه» در برابر «سوءبازنمایی» استفاده شود. مولفان همچنین از غفلت و توجه ناکافی مسئولان داخلی از ظرفیت بازی‌ها در پیگیری اهداف دیپلماتیک انتقاد کرده و گفته‌اند بازی‌های دیجیتال در سال گذشته میلادی بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار درآمد و ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر بازیکن داشته است.

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است: جایگاه رسانه بازی به مرحله‌ای رسیده است که در ایران در کنار ورود «بازی‌سازی» به عنوان یک رشته فنی به ‏دانشگاه و انستیتو ملی بازی‌سازی، «مطالعات بازی‌های دیجیتال» که معطوف به پژوهش و رویکرد انتقادی است، برای ارتقای بینش دانشجویان در این حوزه به‏ دانشگاه راه پیدا کند.

علاقه‌مندان برای تهیه و مطالعه کتاب «دیپلماسی بازی‌های دیجیتال» می‌توانند نسخه الکترونیک آن را از طریق فیدیبو دریافت کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...