نخستین رمان امیر احمدی آریان به زبان انگلیسی در حالی فروردین ماه به فروش می‌رسد که پیش‌فروش این اثر در آمازون آغاز شده است.

به گزارش مهر، رمانی از امیراحمدی آریان نویسنده و ژورنالیست ایرانی با عنوان «و نهنگ او را بلعید» که به زبان انگلیسی تالیف شده است، فروردین ماه سال جاری از سوی نشر هایپرکالینز منتشر می‌شود.

وی با اعلام این خبر تصویری از ماکت این اثر را نیز که توسط ناشر آماده شده است به نمایش گذاشته است.

ناشر این رمان همچنین در حال حاضر از طریق وب‌سایت آمازون امکان پیش‌خرید شدن آن را فراهم کرده است.

امیر احمدی آریان دانش‌آموخته ادبیات تطبیقی دانشگاه نیوزیلند استرالیا در مقطع دکتری است و در جامعه ادبی ایران با نقدهای مطبوعاتی‌اش شناخته شده است. وی همچنین مولف و مترجم کتاب‌هایی چون«چرخ دنده‌ها»، «نگاه خیره منتقد»، «جایی برای پیرمردها نیست»، «پیش روی» است. آخرین اثر منتشر شده از وی در ایران کتابی با عنوان «شعارنویسی بر دیوار کاغذی» است که اثری تالیفی-نظری با موضوع ادبیات داستانی ایران در دهه هشتاد به شمار می‌رود.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...