امسال این جایزه به مارگارت باسبی [Margaret Busby] نویسنده، ویراستار و ناشر انگلیسی داده شد. این مراسم در سالن هارلینگتون در کنار رودخانه تیمز برگزار شد.

مارگارت باسبی» [Margaret Busby]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بعد از 18 ماه تاخیر به خاطر شیوع ویروس کرونا بالاخره نمایشگاه کتاب لندن مراسم اعطای جوایز خود را برای تقدیر از یک عمر تلاش و فعالیت ادبی برگزار کرد که امسال این جایزه به «مارگارت باسبی» نویسنده، ویراستار و ناشر انگلیسی داده شد. این مراسم در سالن هارلینگتون در کنار رودخانه تیمز برگزار شد.

یکی از حاضران مراسم برناردینو ایواریستو نویسنده انگلیسی و برنده جایزه بوکر بود که طی سخنرانی در این مراسم درباره باسبی گفت: او در طول سال‌های گذشته به سختی در مسیر ادبیات و نشر کتاب با علاقه فراوان تلاش کرده است و این جایزه کمترین تقدیر از اوست.

وی گفت: برنده جایزه نمایشگاه کتاب لندن امسال فردی است که بیشتر عمر خود را در جهت احیای صنعت نشر به کار گرفته است و از اولین افرادی است که برای دسترسی همه به کتاب تلاش کرده است. او یکی از معدود ناشران رنگین‌پوستی است که در بریتانیا برای چاپ کتاب‌های نویسندگان اقلیت سعی کرد.

برنده جایزه یک عمر تلاش ادبی امسال نمایشگاه کتاب لندن در سال 1967 انتشارات آلیسون اند باسبی را تاسیس کرد.

نمایشگاه کتاب لندن یک نمایشگاه کتاب سالانه است که معمولاً در ماه آوریل در شهر لندن برگزار می‌شود؛ ولی امسال سازمان‌دهندگان آن اعلام کردند که نمایشگاه فیزیکی در اواخر ماه ژوئن برگزار خواهد شد. نمایشگاه کتاب لندن در سال ۱۹۷۱ توسط کلیو بینگلی و لیونل لونتال پایه‌ریزی شد. در حال حاضر این نمایشگاه یکی از رویدادهای اثرگذار صنعت نشر در سطح دنیا است و سالانه بیش از 25هزار ناشر، کتابفروش، کتاب‌خانه، مولف و مترجم از ۱۰۰ کشور دنیا در آن حضور می‌یابند. در کنار نمایشگاه، سمینارها و جلسات تخصصی مرتبط با نشر نیز برگزار می‌گردد.

نمایشگاه کتاب لندن از نظر حجم و اندازه محصولات ارائه‌شده، پس از نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت دومین نمایشگاه مهم جهان محسوب می‌شود؛ چنانکه قبله ناشران و نویسندگان در اروپا لقب گرفته است. مسئولان انگلیسی می‌گویند امسال نسخه دیجیتالی وسعت بیشتری از سال‌های گذشته خواهد داشت و قرار است یک سری کارگاه‌های نویسندگی با مخاطبان بیشتری از سراسر جهان برگزار کند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...