اوا لیندسترُم [Eva Lindström] نویسنده‌ و تصویرگر سوئدی، برگزیده سال ٢٠٢٢ جایزه آسترید لیندگرن [Astrid Lindgren Memorial Prize] شد.

اوا لیندسترم [Eva Lindström]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، لیندسترُم سال ۱۹۵۲ به دنیا آمده و از سال ١٩٨٠ فعالیت خود در زمینه ادبیات کودک و نوجوان را آغاز کرده است. او دارای ٣۵ کتاب مستقل است و آثار متعددی را نیز برای دیگر نویسندگان تصویرگری کرده که بسیاری از آن‌ها برایش جوایزی را به ارمغان آورده‌اند.

ویژگی آثار اِوا لیندسترُم به‌کارگیری طنز تلخ اما زیرکانه و آمیخته با موضوعات روزمره و البته معمایی است که کودکان را از طریق پرسش‌های بسیار به محور داستان‌ها نزدیک می‌کند. مرز بین کودکان و بزرگسالان و حیوانات در داستان‌های او از طریق خیال‌پردازی مشخص و با نوعی طنز جسورانه به جذابیت وافر منجر می‌شود. دنیایی که او بدین سان برای کودکان می‌سازد، دائم در حال تحول است. «سگِ من، موش My dog mouse»، «همه می‌روند Everyone walks away» و «کلاه گربه The cat hat» از جمله آثار این نویسنده سوئدی است.

همچنین در این خبر آمده است: جایزه جهانی «آسترید لیندگرن»، از بزرگترین جایزه‌های جهانی ادبیات کودک و نوجوان است که از سوی دولت سوئد به مناسبت گرامی‌داشت آسترید لیندگرن، نویسنده محبوب سوئدی و صاحب کتاب‌هایی چون «پی‌پی جوراب بلند» و «کارلوس روی پشت‌بام» اهدا می‌شود. هدف از اهدای این جایزه تقویت سطح کیفی ادبیات کودک و نوجوان و ارتقای حقوق کودکان در جهان است که هرساله بیش از ۶۰ کشور از سراسر دنیا در این مسابقه شرکت می‌کنند.

انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شورای کتاب کودک و مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودک، هیئت‌های معرفی نامزدهای این جایزه از ایران را تشکیل می‌دهند.

فریدون عموزاده خلیلی(نویسنده) و شهلا افتخاری(مروج کتاب و کتاب‌خوانی) از سوی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، جمشید خانیان(نویسنده) و عبدالحکیم بهار(مروج کتاب و کتاب‌خوانی) از سوی شورای کتاب کودک، حمیدرضا شاه‌آبادی(نویسنده) و کتابخانه‌های سیار کانون از سوی کانون پرورش فکری کودکان به عنوان نامزدان دریافت جایزه سال ٢٠٢٢ آستریدلیندگرن از ایران معرفی شده‌ بودند.

سال گذشته جایزه ۴۰۰ هزار دلاری «آسترید لیندگرن» ـ به عنوان گران‌ترین جایزه ادبیات کودک جهان ـ به ژان کلود مورلوا، نویسنده‌ فرانسوی رسید.

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...